تبليغاتX
اخلاق
تمرین و یادگیری اخلاق انسانی و اسلامی

ماشین یا موتور سواری با سرعت می اومد و بعد از اینکه ترمز سختی می گرفت راهش را تغییر می داد و

می رفت .

 

نمی دونم راننده یا سرنشینان اون ماشین توی دلشون چی می گفتند ؟ اما هر چی می گفتند ابراز نارضایتی از این حالت بود .

 

چند هفته هست که این صحنه رو می بینم .

 به ذهنم اومد ایا حق ا... مهمتره یا حق الناس ؟

آیا می توان به خاطر حق ا... که شاید هم حق ا... نباشه حق الناس را زیر پا گذاشت ؟

 

یادم اومد که ائمه معصوم ما در خصوص تقدس بعضی از مکان ها و اهمیت بعضی از اعمال فرمودند با انجام آن عمل و یا زیارت آن مکان مقدس خداوند خداوند تمام گناهان انسان رو می بخشه مگر حق الناس !! ( نظیر حج تمتع – زیارت کربلا – و .... )

 آیا به اسم دین می توان دین را زیر پا گذاشت ؟

آیا به اسم دین می توان دین را زیر پا گذاشت ؟

آیا صاحبان این وسایل که برای ظهور در فرج ولی ا... هر جمعه ماشین ها و وسایلشون رو در این مکان به این نحو قرار می دن از کلام او و پدرانش در اهمیت ادای حق الناس بی خبرند یا خود را به بی خبری زده اند ؟

 

یا می توان گلی را زیر پا له کرد و از زیبایی و احترام به گل حرف زد ؟

 

خدای نکرده اگر با بی توجهی راننده ای تصادفی رخ بده مقصر کیست ؟

 

آیا دید بینندگان این صحنه از اسلام و دیانت بر نمی گرده ؟

 

آیا جالب نیست که مأمورین راهنمایی رانندگی که در این ایام با انجام خلافی کوچک جریمه هایی سنگین را روی دست خلافکاران می گذارن این طرف ها پیداشون نمیشه ؟

 آیا با اسم دین می توان دین را زیر پا گذاشت ؟

 

نظر شما چیه ؟ و مقصر کیه ؟

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 22:7  توسط محب | 
سلام

پس از چندی دوباره وقت شد که بنویسم و ( با توجه به نظراتی در مطالب قبل )این در حالی است که عده ای بدون این که به خود و اعتقادات خود بیندیشند اعتقاد و اعمال دیگران را زیر سوال می برند و هر کس به نحوی همانند مثل « انا جعلنا فی اعناقهم اغلالآ »«یس» سر خود بالا گرفته و هیچ را جز فکر خود و گروه خود نمی بینند .

بگذریم دوباره تصمیم به بروز رسانی خود گرفته ام پس :

دوست و سرور گرامی

با نظر به این که لازمه رشد هر فرد اصلاح عیوب خویش است هر آنچه در من دیده اید را به نقد گذارید تا در رفع آن بکوشم که راست می گویند که تا فرد اصلاح نگردد جامعه اصلاح نمی شود .

در صورت صلاحدید نام خود را نیز بنویسید تا در خاطرم به عنوان دوستی واقعی که عیوبم را به من گفته جاودان مانید .

سبز و بارانی باشید

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 22:21  توسط محب | 

باز سالروز تولد و تازگی طبیعت و عید نوروز از راه رسید و این بار خودش رو به یمن میلاد سرور کائنات ، محمد مصطفی برکت داد .

 

تولد طبیعتی که همه عاقلان و حکیمان رو به یاد بهار پس از مرگ می اندازه و مومنان و متقیان رو به تلاش در کسب توشه برای بهار ثانی .

 

پیامبر (ص) می فرمایند : « هر وقت بهار را دیدید بسیار از قیامت یاد کنید . » (برداشت از وبلاگ کتاب)

  

به گفته امیر متقیان ، حضرت علی بن ابیطالب « هر روزی که در آن گناه نشود عید است »

 

از خداوند می خوام که هر روز شما و خودم رو عید قرار بده و وجودمان رو همچون نوروز سبز و بارونی کنه .

 

امام صادق (ع) می فرمایند : « نوروزی نیست الا اینکه ما در آن روز منتظر فرج هستیم. زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست. ایرانیان آن را حفظ کردند و شما آن را از دست دادید. » ( برداشت از وبلاگ کتاب)

-----------------------------------------------

 

سال 86 گذشت و خوشحالم که یکی از سخت ترین سالهای عمرم رو پشت سر گذاشتم .

 

سالی با موفقیت هایی اندک و تلخیها ، خستگی ها و سنگینی هایی بسیار

 

موفقیت هایی که نگفتنش بهتر از بیانشه و تلخی هایی هر چند کوتاه که بسیار عذاب آور بود و خستگی از جور دنیا و سنگینی بار گناه .

 

تنها خوبی سال گذشته رو پیدا کردن کاری هر چند سخت اما متناسب با رشته تحصیلیم می دونم که امیدوامر در اون موفق باشم .

 

عید امسال دو تا فرق با عید سال قبل داره یکی اینکه مادرم مثل سال قبل به اون شدت مریض نیست و دیگه تعطیلاتشه !!! امروز آخرین روز تعطیلاتم بود .

 

نمی دونم سال 87 چه اتفاق هایی برام خواهد افتاد اما از خدا می خوام همش رو ختم به خیر کنه و بهم توفیق بده سربلند از همش بیرون بیام .

 

سبز و بارونی باشید

+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت 20:13  توسط محب | 

خداوند انسان را موجودی مختار افرید و به او قدرت تشخیص و انتخاب داد.

 

در حکومت های مدنی و مدعی دموکراسی انتخابات ( انتخاب کردن و انتخاب شدن ) جزو حقوق غیر قابل نفی انسانهاست .

 

اما در بعضی از نظامات عده ای از ترس آن که گروهی انتخاب شوند که منفعت آنان یا عده ای خاص را به خطر اندازند از انتخاب شدن و تأیید صلاحیت گروهی جلوگیری می نمایند .

 

اما آنان به این نکته واقف نیستند که ملائکه یا خداوند (در این دو گزینه شک داشتم )به دو گروه می خندند : به مردمی که می خواهند فردی را عزیز کنند اما خداوند می خواهد او را خوار گرداند و به مردمی که می خواهند فردی را خوار گردانند اما خداوند می خواهد آنان را عزیز گرداند .

 

در این برهه از زمان عده ای به دلیل آنکه منتخبانشان رد صلاحیت شده اند در انتخابات شرکت نمی کنند اما این جاست که وظیفه ملی و شرعی رخ می نمایاند .

 

در این هنگام است که عملکرد علی بن ابی طالب خود را نشان می دهد ، در آن هنگام که حقش را در ثقیفه بنی ساعده گرفتند هیچ اقدام خاصی نکرد .

 

او با آنکه حقش ضایع گشته بود برای آن که منافقان و دشمنان ، اسلام را نابود نسازند به مقابله عملی بر نخاست و سکوت اختیار کرد ، نه آنکه چیزی نگوید بلکه برای پابرجایی دین سکوت نمود .

نه تنها سکوت نمود بلکه هرگاه به حضور و کمکش نیاز می شد برای حفظ اسلام به خلفای زمان خویش کمک می نمود.

 

در این ایام هم درست است که رد صلاحیتهایی مغرضانه صورت گرفته اما باید از منافع گروهی گذشت و به مصالح دین ملت خود توجه کنیم حضور نگاه هایی گرگ صفت را برای دریدن گله ای متفرق حس کنیم و از تک رویی بپرهیزیم .

 

اگر خوب نیست میان دو بد آن که شرش کمتر است انتخاب کنیم و بدانیم که ید ا... مع الجماعه .

 

گاهی اتفاق می افتد که در انتخاباتی کار به دور دوم برسد که به نظر من آزادی و مدنیت حکم می کند که فقط انان که در دور اول شرکت کرده اند بتوانند در دور بعد نیز شرکت کنند .

 

هر چند این امر در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 تحقق نیافت و مصالح نظام بر حق شرکت کنندگان دور اول ارجحیت داده شد اما امیدوارم در این انتخابات یا سایر انتخابات ، دیگر این امر رخ ندهد و حق بر مصلحت ترجیح داده شود .

 

سبز و بارانی باشید

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 23:53  توسط محب | 

تلنگری خوردم و دیدم نه هنوز شیعه هستیم و نه هنوز حسینی .

 

به علی و جوانمردی اش نگاه کردم به او که تمام حرکات و سخنان و جنگهایش برای خدا بود .

او که خود را برای گرسنگی دیگران نمی بخشد .

او که با اهل بیت مطهرش طعام خود را با وجود گرسنگی به مسکین و یتیم و اسیر می بخشند .

او که برای پایداری دین از خلافت گذشت و تا به سراغش نیامدند خلافت امور را در دست نگرفت .

 

ّبه خودمان می نگرم!

به خودمان که هر عملی را برای مصلحت خود انجام می دهیم نه خدا و دین!

به خودمان که از گرسنگی همسایه مان خبر نداریم !

به خودمان که به دقیقه ای صبر پشت ترافیک توانمان نیست و چه حرفها که نمی زنیم و کارها که نمی کنیم !

به ما که مصلحت دین و مملکت خود را بر خود ترجیح نمی دهیم و برای کسب قدرت آبرو و دین دیگران را زیر سوال می بریم !

به ما که برای توجیه اعمال خود گذشتگان و دیگران را محکوم می کنیم !

 

به حسین ، عباس و زینب می نگرم

به آنان که خود سرمشق خصلتی نیکو در آزادی و آزادگی هستند به آن بزرگ اندیشان آزاد اندیش که دین و انسانیت را به دنیا نفروختند .

 

به حسین می نگرم

به او که دست سربازی که بر اثر دستپاچگی بر زمین خورده و یارای حمله ندارد را می گیرد و می گوید : بلند شو و از نو حمله کن نبرد ما نابرابر است .

 به خودمان می نگرم

به خودمان که برای مقابله بر حریف یا کسب پست و مقامی بالاتر به هر عمل ضد انسانی و ضد اخلاقی دست می زنیم !

 

عباس را می نگرم که آب بر آب می ریزد و خودمان را که به خاطر غذایی شاید رایگان چه کارها که نمیکنیم !

 

زینب را می بینم با کوله باری از غم و محنت که جز زیبایی چیزی نمی بیند و ما که با هر حادثه ای بس کوچک ، خدا را کافر می شویم !

 

از این که بگویم شیعه هستم خجالت می کشم چون شیعه بودن درخور انسانهایی بزرگ است .

 

از پا گذاشتن در مجالس عزای حسین شرم دارم که آن ، جای رهروان و فدائیان واقعی حسین است

 

چگونه می توان از چیزی حرف زد و مدعی شد که نه در عمل ، حتی در فکر هم با آن هم سو نیستیم ؟

 

چگونه فردای قیامت در برابر انان به توجیح این ادعا بپردازیم ؟

 

به نظرم باید شیعه و حسینی بود تا از او حرف زد .

 

چگونه زبان از چیزی که در دل و عمل نیست سخن بگوید ؟

 

پس خاموش باید بود و در رسیدن به ادعا کوشا

 

سبز و بارانی باشید

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 14:18  توسط محب | 
خدا را شکر که مالیات می پردازم ........ این یعنی اینکه من شغل دارم و بیکار نیستم .

خدا را شکر که باید ریخت و پاشهای بعد از مهمانی را جمع کنم ........ این یعنی اینکه من در میان دوستانم بودم .

خدا را شکر که لباسهایم کمی تنگ شده اند ........ این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم .

خدا را شکر که در پایان روز از خستگی می افتم ........ این یعنی توان سخت کار کردن را دارم .

خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز کنم ........ این یعنی من خانه ای دارم .

خدا را شکر که جایی برای پارک نمودن پیدا کردم ........ این یعنی من ماشینی دارم .

خدا را شکر که سر و صدای همسایه ها را می شنوم ........ این یعنی توانایی شنیدن دارم .

خدا را شکر که این همه شستنی و اتو کردنی دارم ........ این یعنی من لباسی برای پوشیدن دارم .

خدا را شکر که گاهی اوقات بیمار می شوم ........ این یعنی بیاد آورم که اغلب اوقات سالمم .

خدا را شکر که خرید سال نو جیبم را خالی می کند ........ این یعنی عزیزانی دارم که می توانم برایشان هدیه بخرم .

خدا را شکر که هر روز صبح باید با زنگ ساعت بیدار شوم ........ این یعنی هنوز زنده ام .

خدای مهربان من ، شکرگزارتم به خاطر آنکه هنوز می توانم ترا نیایش کنم و سپاسگذار تو باشم .

خدایا شکر به خاطر آنکه وقتی سال نو به خانه پدری رفتم پدر و مادرم در را به رویم گشودند و شکر از اینکه بر سر سفره ای جمع شدیم که خواهر و برادرم در سلامتی بودند .

خدایا شکر به خاطر اینکه فرزندی خوب و سالم به من بخشیدی که هوش و خلاقیتش مرا به وجد می آورد ، او گل همیشه بهار وجودم است و خنده ها و بازیهایش ، شادمانی و روح خانه من است .

خدایا شکر به خاطر دوستان خوبی که با کلمات حکمت آمیزشان روحم را جلال می بخشند و سطح دانشم را با معلوماتشان بالا می برم .

شکر به خاطر این دریچه ای که به رویم باز کردی تا در خانه خود بتوانم از اندوخته های دیگران بهره ببرم و شکر به خاطر تمام نعمت هایی که به من بخشیدی و هنوز درک و فهمم بدان حد نرسیده که انها را درک کنم .

و در آخر شکر به خاطر بزرگترین نعمتت ، که آن داشتن خدای آرامش بخشی چون تو است ،خدای بی نظیری چون توست ، و من امیدوارم به تو که در واپسین دم حیاتم مرا جزء رستگارانت قرار دهی .

 

ناهید عباس پور

منبع : نشریه قرآنی بشارت شماره ۵۸

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 20:7  توسط محب | 

صبح از خواب بیدار شد ، گیج بود در باره کتاب فروشی هایی که کتاب مذهبی دارن می پرسید. هر چی پرسیدیم چی شده جواب نداد .

 

گذشت تا عصر . عصر که از در خونه وارد شد دیدم دو جلد کتاب دستشه . وقتی نگاه کردم دیدم حماسه حسینی شهید مطهریه .

 

تازه دو ریالیم افتاد . وقتی بهش گیر دادم گفت دیشب آقایی رو در خواب دیدم با چهره ای نورانی مثل سریال امام رضا نواهای اطراف بهم میگفت این امام زمانه . آقا جلو اومد ابهتش وجودم رو گرفته بود بهم رو کرد و گفت : برو کتاب حماسه حسینی شهید مطهری رو بخون " و بعد از خواب بیدار شدم .

 

وقتی جملش تموم شد چشماش پر از اشک شد و رفت .

 

این خاطره رو  یکی از نزدیکانم درباره بردارش می گفت ، با خودم گفتم :

 

آن کس است  اهل بشارت که اشارت داند                    نکته ها هست بسی محرم اسرار کجاست

 

 ------------------

 

محرم اومده بود و هیچ مطلبی متناسب به این ماه عزیز و وقایعش پیدا نکرده بودم تا گوشه ای از وظیفه خودم رو ادا کنم تا اینکه این خاطره یادم اومد. هر چند نتونستم خودم همه کتاب رو بخونم اما گفتم شاید عزیزی اراده اش از من قوی تر باشه اون رو بخونه و و بشارتی از این اشارت نصیبش بشه .

 

سبز و بارانی و حسینی باشید

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 11:57  توسط محب | 

اینک به بیان پاره ای از روایات در نکوهش دروغ می پردازیم

 

دروغ در ردیف شرک به خدا

 

رسول گرامی اسلام (ص) فرمود :

« آیا شما را از بزرگترین گناهان خبر ندهم ؟ بزرگترین گناه شرک به خدا و بد رفتاری نسبت به پدر و مادر و دروغ گفتن است .» « جامع السعادات ، ج2/ص322 »

 

 

دروغ کلید گناهان

 

حضرت امام حسن عسکری (ع) فرمود :

« تمام پلیدیها در خانه ای نهاده شده و کلید آن دروغ است. » « جامع السعادات ، ج2/ص322 »

 

 

دروغ از شراب بدتر است

 

حضرت امام محمد باقر (ع) فرمود :

« خداوند متعال برای شر و بدی قفلهایی قرار داده و کلید ان قفلها شراب است و دروغ از شراب هم بدتر است. » « وسائل الشیعه ، ج8/ص572 ؛ اصول کافی ؛ اصول کافی ج2/ص339، حدیث 3»

 

 

دروغ سبب خرابی ایمان

 

حضرت امام محمد باقر (ع) فرمود :

« دروغ ویران کننده ایمان است » « بحار الانوار چاپ بیروت ، ج 69 / ص247 »

 

 

دروغ و روسیاهی

 

رسول گرامی اسلام (ص) فرمود :

« از دروغ گفتن خودداری کنید زیرا انسان را روسیاه می کند »  « مستدرک الوسائل ، ج2/ص100 »

 

 

دروغ با ایمان سازگار نیست

 

« امام رضا (ع) روایت می کند که از پیامبر اکرم (ص) سوال شد : آیا انسان با ایمان ممکن است ترسو باشد ؟ فرمود : آری . سوال شد : امکان دارد بخیل باشد ؟ فرمود : آری . آیا ممکن است دروغ گو باشد ؟ فرمود : نه . » « وسائل الشیعه ، ج 8 /ص 573 ؛ جامع السعادات ، ج 2 / ص322 »

 

 

دروغگو از درگاه خدا طرد می شود

 

امام سجاد (ع) در مقام نیایش می گوید :

« خدایا ! شاید مرا در جایگاه دروغگویان یافتی که به حال خود رهایم کردی .» « مفاتیح الجنان / دعای ابوحمزه ثمالی »

 

 

دروغگو مستوجب لعن فرشتگان است

 

رسول گرامی اسلام (ص) فرمود :

« هرگاه مومن بدون عذر دروغ بگوید هفتاد هزار فرشته او را لعنت می کنند و از قلبش بوی گندی بیرون می آید که تا به عرش می رسد ؛ آنگاه نگهبانان عرش بر او لعنت می فرستند. » « مستدرک الوسائل ، ج 2/ ص100 ؛ سفینه البحار ، ج 2 /ص474 ؛ جامع السعادات ، ج2/ص322 »

 

 

دروغ علامت نفاق است

 

رسول گرامی اسلام (ص) فرمود :

« سه خصلت است که در هر کس باشد منافق است هر چند روزه بگیرد و نماز بخواند و خود را مسلمان بداند :

1- در امانت خیانت کند.

2- در سخن دروغ بگوید.

3- در وعده تخلف کند. »

« محجه البیضاء ، ج5 / ص238 ؛ وسائل الشیعه ، ج11 / ص269 »

 

 

دروغ بدترین رباها

 

رسول گرامی اسلام (ص) فرمود :

« بدترین و بالاترین رباها دروغ است » ( زیرا در ربای اقتصادی سرمایه افراد از میان می رود لکن در دروغ اصل ایمان خدشه دار می شود. ) « مستدرک الوسائل ، ج 2/ ص100 ؛ سفینه البحار ، ج 2 /ص473 »

 

 

دروغ بدترین بیماری

 

حضرت علی (ع) فرمودند :

« بیماری دروغ زشت ترین بیماری است » « مستدرک الوسائل ، ج2/ص100 »

 

 

محرومیت از نماز شب

یکی از گناهانی که توفیق نماز شب را از انسان سلب می کند دروغ گفتن است

 

حضرت امام صادق (ع) فرمود :

« مردی که دروغ بگوید به خاطر ان از خواندن نماز شب محروم می شود. » « سفینه البحار ، ج2 / ص473 »

 

 

روزی انسان در ارتباط با دروغ

 

رسول گرامی اسلام (ص) فرمود :

« دروغ روزی انسان را کم می کند. » « جامع السعادات ، ج 2/ص322 »

 

 

دروغ فراموشی می آورد

 

حضرت صادق (ع) فرمود :

« خداوند فراموشی را بر دروغ پردازان مسلط می سازد. » « بحار الانوار ، چاپ بیروت ، ج 69/ص251 »

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 23:24  توسط محب | 

سلام

مناسب دیدم در این ایام که بیشتر میهن عزیزمون شاهد نزول رحمت خداوند در قالب برف یا باران هستند و همه در اوقات عزیزی قرار دارند یه یادآوری کوچولو بکنم و اون التماس دعای خیره.

قرار هست انشاء الله یه بحث جامعی در آداب دعا بکنیم اما تا اون موقع بگم یکی از اوقاتی که دعا مستجاب میشه هنگام نزول بارون یا برفه که میگن درهای آسمون بازه.

پس تا دیر نشده بیایید هم خودمون رو و هم یکدیگر رو دعا کنیم. البته اونایی که می خوان دعاهاشونم سریعتر مستجاب بشه از والدینشون بخوان براشون دعا کنند چون اونا پارتیشون کلفت تره.

من هم به نوبه خودم برای همه ، شما و خودم دعا می کنم از آقای قرائتی دعایی رو به روایت از حضرت علی شنیدم که خیلی زیبا بود راستش وقت نکردم برم تو نهج البلاغه اونو پیدا کنم تا دعام سندیت داشته باشه پس به مضمونش اکتفا می کنم .

« الهم صل علی محمد و آل محمد، خدایا هر خواسته خوب و نیک که گذشتگان از تو خواسته اند و هر خواسته خوب و نیکی که اکنون از تو می خواهند و هر خواسته خوب و نیکی که آیندگان از تو خواهند خواست را به ما عطا کن ،الهم صل علی محمد و آل محمد »

سبز و بارانی و مستجاب الدعوه باشید

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 22:29  توسط محب | 

چند وقت پیش به همراه یکی از آشنایان که معلم یکی از مدارس شهر هم هست به در خونه چند نفر از دانش آموزان بی بضاعت رفتیم .

نمی دونستم هنوز خانواده هایی در این کشور اسلامی زندگی می کنند که حتی شاید به ظاهر در اعیون ترین منطقه شهر اما توی یک خونه اجاره ای با دیوارای کاهگلی و روی خاک با یک فرش عاریه ای زندگی می کنند در حالی که یکی از افراد خانواده هم به بیماری سرطان دچاره !! یا خانواده بی مردی که با 6 فرزند چندین روز بود که غذای پختنی نخورده بودند !!! مادر بچه ها می گفت : هر وقت خودم می رفتم توی کوچه از بوی غذا پاهام شل می شده و از این نگران بودم که بچه هام که کم طاقت تر از من هستند چکار می کنند ؟

 

وقتی اومده بودم خونه دیگه غذا از گلوم پایین نمی رفت . آیا میشه انسان فقر رو بیخ گوشش ببینه و تحت تاثیر قرارنگیره؟

 

از یه طرف با خودم فکر کردم دیدم چقدر هر کدوم از ماها برای بعضی دلخوشی ها و هوس هامون هزینه هایی رو انجام می دیم که اصلاً هیچ فایده ای برامون نداره یا اگه هم داره خیلی زود گذره . یا اینکه خیلی از ماها شبها از پرخوری خوابمون نمی بره و یکی شب از گرسنگی !!!

یاد این سخن حضرت علی افتادم که فرمودند : « همانا خدای سبحان روزی فقرا را در اموال سرمایه داران قرار داده است ، پس فقیری گرسنه نمی ماند جز به کامیابی توانگران و خداوند از آنان درباره گرسنگی گرسنگان خواهد پرسید » « نهج البلاغه / حکمت 328 »

 

راستی چی می شد کسانی که هفته ای چند بار غذای بیرون می خورند و یا ماهی چند دست لباس می خرن و یا روزانه چند صد تومان تنقلات و ... می خورن ، حداقل یک بارش رو قناعت و پولش رو انفاق می کردند ؟!؟!؟

 

بعضی می گن کمیته امداد بهشون میرسه و حمایت می کنه اما آخه با ماهی 30 هزار تومان اونم فقط به خانواده هایی که بی سرپرست باشن یا سرپرست خانوار از کار افتاده باشه چه دردی از هزینه و گرانی حالا و هزینه های مختلف مثل آب و برق و ... دوا می کنه ؟

تکلیف کسانی که از شرم و آبروداری صورتشون رو با سیلی سرخ نگه می دارن و جز خدا و عده ای (اونم اتفاقی )کسی از این موضوع خبر نداره چی میشه؟

 

اما از اون طرف متعجبم !! متعجبم از مردمی که برای رسیدن به مال و ثروت بیشتر به همه کار و تجارتی دست می زننن یا زیر بار هر وام با هر بهره ای میرن اما با خدا تجارت نمی کنن ؟!؟!

 

خداوند متعال در قرآن 12 بار از قرض و بیش از 75 بار از انفاق صحبت نموده است .

خداوند متعال می فرماید : « کیست که خدا را وام ( قرض الحسنه ) دهد ، وامی نیکو تا خداوند آن را به چندین برابر بیافزاید و خداوند (روزی بندگان را ) محدود و گسترده می سازد و به سوی او باز گردانده شوند » « آیه 245 / سوره بقره »

یا اینکه : « مثل کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می کنند همانند بذری است که هفت خوشه برویاند و در هر خوشه یکصد دانه باشد و خداوند آن را برای هر کس بخواهد دو یا چند برابر می کند و خدا ( از نظر قدرت و رحمت ) وسیع و (به همه چیز ) داناست »« آیه 261/سوره بقره »

(آیات مربوط به قرض و انفاق را می توانید در سوره های : بقره ، آل عمران ، نساء ، مائده ، انعام ، انفال ، توبه ، رعد ، ابراهیم ، نحل ، اسراء ، کهف ، حج ، فرقان ، قصص ، عنکبوت ، سجده ، احزاب ، سباء ، فاطر ، یس ، شوری ، محمد ، فتح ، حدید ، حشر ، ممتحنه ، منافقون ، تغابن ، مزمل ، طلاق و تحریم بیابید )

 

مولی الموحدین حضرت علی (ع) نیز می فرمایند : « هر گاه تهیدست شدید با صدقه دادن با خدا تجارت کنید » « نهج البلاغه/حکمت 258 »

 

آیا به نظر شما خداوند متعال در این آیات فقط به جنبه معنوی و ثواب اخروی کارها اشاره کرده است یا جامعیت قرآن شامل جنبه های مادی و دنیوی نیز می شود ؟!!؟

 

فقط یادآوری می کنم که طبق آیه 268 سوره بقره به هنگام انفاق « شیطان شما را از فقر و تهیدستی بیم می دهد و شما را به فحشا و زشتی ها فرا می خواند ، ولی خداوند از جانب خود به شما وعده آمرزش و فزونی می دهد و خداوند وسعت بخش داناست »

پس بنا به سفارش حضرت علی (ع) به جابر بن عبدا... انصاری : « ای جابر !!! کسی که نعمتهای فراوان خدا به او روی کرد ، نیازهای فراوان مردم نیز به او روی آورد ، پس اگر صاحب نعمتی حقوق واجب الهی را بپردازد ، خداوند نعمتها را بر او جاودانه سازد و آن کس که حقوق واجب الهی در نعمتها را نپردازد ، خداوند آن را به زوال و نابودی کشاند .» « نهج البلاغه /حکمت 372 »

 

پس تا دیر نشده و روزی نرسیده که یا ما اسیر خاک باشیم یا اینکه با ظهور آن موعود دیگر فقیری پیدا نباشه و همه در به در به دنبال مستحق می گردند هم خود را نجات دهیم و هم آن ذات روحانی را از این امر دلشاد کنیم .

 

خدایا چنان کن سرانجام کار                                     تو خوشنود باشی و ما رستگار

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 19:18  توسط محب | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
این وبلاگ سعی در تغییر افکار و رفتار خوانندگان و نویسنده و یادآوری ارزشهای والای انسانی و اسلامی دارد.


پس اگر به این گونه مطالب علاقه داشتید می توانید با عضویت در وبلاگ با هر به روزرسانی از مطالب جدید آن بهره مند شوید.

پیوندهای روزانه
تصمیم مخالف قانون و هوشمندانه دولت
مفاتیح الجنان روی تلفن همراه
حمایت پوتین از مسلمانان
روش زندگی و ارتباط مورچه ها
رکورد جدید استان یزد در کنکور 86
ویژگی روانی رنگها
بوی ماه مهر ، ماه مهربان
اولين مسلمان "روزه‌دار" به فضا مي‌رود
کلید نجات
راههای اطلاع از اوقات شرعی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386