![]() |
![]() |
|
| تمرین و یادگیری اخلاق انسانی و اسلامی |
|
تولی و تبری بدین معناست که انسان باید خوبیها و خوبها را دوست بدارد و با کژیها در ستیز باشد . مگر نه این است که خداوند متعال در وصف پیروان راستین حضرت محمد (ص) فرموده است : « محمد پیامبر خدا و پیروانش با کافران سخت در ستیزند و نسبت به یکدیگر رحیم و مهربان ..... » «فتح / ۲۹» و نیز می فرماید : « نمی یابی گروهی را که به خدا و روز جزا ایمان داشته باشند ولی با مخالفان خدا و رسول او دوستی کنند , گرچه آن مخالفان پدران یا پسران یا برادران یا خویشاوندانشان باشند . خدا در دل آنان ایمان را رقم زده و به روحی از جانب خویش نیرومندشان ساخته است » « مجادله / ۲۲ » و نیز می فرماید : « ای مومنان ! دشمنان من و دشمنان خود را به ولایت نگیرید که با ایشان طرح دوستی و محبت افکنید در صورتی که آنها به این حقیقت که برای شما آمده کفر می ورزند ..... » « ممتحنه / ۱ » بنابراین , مومن متعهد باید هم جاذبه داشته باشد و هم دافعه . کسانی که می خواهند پیش همه محبوب باشند منافق اند . در این باره در احادیث نیز تأکید فراوان دیده می شود . در حدیثی از رسول خدا آمده است که به یکی از صحابه فرمود : « ای بنده خدا ! دوستی و دشمنی خود را برای خدا و در راه او قرار ده , موالات و معاداتت باید در این راستا باشد , زیرا جز از این طریق به ولایت «الله» نمی توان رسید و جز از این راه کسی طعم ایمان را نخواهد چشید , هرچند که نماز و روزه اش فراوان باشد . امروزه بیشترین انگیزه برای دوستی ها و دشمنی ها اغراض دنیوی است و این گونه اغراض در پیشگاه خدا هیچ ارزشی ندارد . آن صحابی پرسید : چگونه می توانیم بفهمیم که دوستی و دشمنی ما برای خداست و از کجا می توان فهمید ولی خدا کیست تا او را دوست بداریم و از کجا بدانیم دشمن خدا کیست تا او را دشمن بداریم ؟ رسول خدا به حضرت علی اشاره کرد و فرمود : دوست این , دوست خدا و دشمنش دشمن خداست . پس دوست او را دوست بدار هرچند قاتل پدر و فرزندت باشد و دشمن او را دشمن بدار هرچند پدر و فرزندت باشد. » یکی از امتیازات انصار که قرآن آن را مورد ستایش قرار می دهد آن است که آنها مهاجران را به خاطر ایمانشان دوست می داشتند و در این راه از هیچ چیز مضایقه نکردند , بطوریکه خانه های خود را با قلبی آکنده از ایمان و صفا و صمیمیت آماده ساختند و با آغوش باز به استقبال آنان شتافتند و از آنها به گرمی پذیرایی کردند . پس باید بکوشیم تا دوستیمان در راه او و دشمنیمان برای او باشد . |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 19:0 توسط محب |
|
|
امام صادق فرمودند : « فکر و اندیشه , آینه خوبیها و پوشاننده بدیها و روشنی بخش دلها و موجب خوش خویی و سعه صدر می شود . به وسیله تفکر , انسان به صلاح روز رستاخیز و پایان کارش آگاه می شود و بر علم و دانشش افزوده می گردد و هیچ عبادتی بالاتر از تفکر نیست . رسولخدا فرمود: یک ساعت تفکر بهتر از یک سال عبادت است و تنها کسانی به این مقام می رسند که خداوند آنان را به نور معرفت و توحید ویژگی داده باشد .»
تفکر انسان را از مرحله احساس به مرحله تعقل می رساند و از مرتبه حیوانی به مقام انسانی سوق میدهد . تفکر روح ماورائی انسان را بیدار می سازد و آن را به پرواز وا میدارد . امیرالمومنین فرمود : « خوشا به حال کسی که دلش را با فکر و زبانش را با ذکر مشغول کند .» امام هشتم هم می فرمایند : « عبادت آن نیست که انسان فراوان نماز گزارد و فراوان روزه بگیرد بلکه تفکر در امر خداوند عز و جل است .» |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام تیر 1385ساعت 17:22 توسط محب |
|
|
تذکر یعنی انسان باید همیشه به یاد خدا باشد و هیچگاه مسئولیت و بندگی خویش را در برابر پروردگار متعال فراموش نکند , زیرا هر کس خدا را فراموش کرده و از خود بیگانه شده در وادی غفلت سرگردان خواهد شد . «و لا تکونوا کالذین نسوا الله فأنسیهم انفسهم» «حشر / ۱۹» « همانند کسانی که خدا را فراموش کرده اند مباشید که در نتیجه خدا سما را به خود فراموشی گرفتار خواهد کرد ( یعنی گرفتار بیماری از خود بیگانگی می شوید ) » امیر المومنین می فرماید : «دائما به یاد خدا باشید که بهترین ذکرها است .» و نیز می فرماید : « یاد خدا داروی بیماریهای نفوس است . » |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 11:28 توسط محب |
|
|
دومین گام یقظه است یعنی بیداری از خواب غفلت و احساس مسئولیت به اینکه در این جهان با عظمت انسان بیهوده آفریده نشده است . که فرمود : «اَفَحَسِبتُم أَنََّما خَلَقناکُم عَبَثا و اَنَّکُم إِلَینا لا تَرجِعون » «مومنون / ۱۱۵» « آیا گمان می کنید ما شما را بیهوده آفریدیم و شما به سوی ما باز نمی گردید ؟ ولی افسوس بسیاری از مردم تا دم مرگ از خواب غفلت بیدار نمی شوند . لکن چه فایده که هوشیاری پس از مرگ تنها موجب ندامت و حسرت است و خداوند متعال انسانها را از چنین روزی بیم می دهد آنجا که می فرماید : « وَ اَنذِرهُم یَومَ الحَسرَهِ اِذ قُضیَ الاُمورهم فی غفلته ... »«مریم / ۳۹ » « بیم ده آنان را از روز حسرت آن هنگام که کار از کار گذشته و آنها در غفلت فرو رفته اند . .....» پس ای دوست تا دیر نشده از خواب بیدار شویم و راه آخرت در پیش گیریم که فردا دیر است و پیک مرگ به ناگاه فرا می رسد . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 21:9 توسط محب |
|
|
مادر ای مظهر محبت خدا در زمین محبت را از نوازش دستان پر مهرت آموختم حقیقت معنی بهشت زیر پای مادران است را در نگاه به زندگی پر رنجت دریافتم ای عشق مجسم عشق را از نگاه خسته ات در آسایش خودم آموختم از سوختنت در شکفتن جوانه وجودم ای پناه و سنگ صبورم مادر دوستت دارم روزت مبارک از خداوند توفیق خدمت به تو را خواستارم تا شاید مورد رحمت و مغفرت وی قرار گیرم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 8:49 توسط محب |
|
|
از آنجا که دانشمندان علم اخلاق , هدف نهایی این علم را تهذیب نفس و خوشبختی و سعادت انسان می دانند و رسیدن به این هدف امکان ندارد جز از راه خودشناسی, از این رو , توجه شما را به اهمیت این موضوع از دیدگاه اسلام جلب می کنیم . لیکن قبل از شروع بحث این سوال مطرح می شود که کدام نفس است که معرفت آن مقذمه تهذیب و تزکیه و وسیله شناخت پروردگار متعال است ؟ نفخه الهی ؟ نفس مُلهَمَه ( الهام کننده) ؟ نفس اماره ؟ نفس لوّامه ( سرزنشگر ) ؟ نفس مطمئنه ؟ نفس فانیه (فنا شونده) ؟ فطره الله ؟ پاسخ این است که مقصود همه آنهاست , یعنی آن مجموعه ای که شخصیت انسان را می سازد. در این جا ذکر این نکته لازم است که انسانها در وجدان ناخود آگاه خویش از این معرفت (خودشناسی) کم و بیش بی بهره نیستند که خداوند فرمود : « فطره الله التی فطر الناس لا یعلمون » یعنی بیشتر مردم آگاهی وجدان احساس فطری خویش ندارند , و به اصطلاح علم به علم ندارند. بدیهی است آنچه موضوع تکلیف و منشا ثواب و عقلب است معرفت تفضیلی و آگاهانه است و به عبارت دیگر آنچه مهم است آگاهانه در این راه گام نهادن و خود را بازیافتن است . روایات خودشناسی تعبیراتی جالب در اهمیت خود شناسی از معصومین (ع): پیامبر اکرم (ص) : « مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَفَ رَبَّه » « کسی که خود را شناخت خدای خود را شناخته است » حصرت علی (ع) : « اَفضَلُ المَعرفَه الاِنسانِ نَفسَه » « برترین معرفت آن است که انسان نفس خود را بشناسد » |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 8:0 توسط محب |
|
|
۱- معرفه النفس (خودشناسی و خدا شناسی) ۲- تفظه ( خود آگاهی و احساس مسئولیت) ۳- تذکر ( خدا آگاهی ) ۴- تفکر و تدبر ( سیر در آفاق و انفس ) ۵- حب و بغض فی الله ( تولی و تبری ) ۶- علم به شرایع و احکام ۷- انتخاب رفیق صدیق و دوری از افراد ناصالح ۸- پرهیز از محرمات (دوری از گناه و معصیت) ۸- توبه و استغفار ۱۰- ادای فرایض و واجبات ۱۱- التزام عملی به نوافل و مستحبات و ترک مکروهات ۱۲- مرابطه , مراقبه,محاسبه,معاقبه ۱۳- نیت , اخلاص, پرهیز از شرک و ریا و نفاق ۱۴- ریاضت و مجاهدت با نفس ۱۵- نظم و انضباط و تقسیم اوقات ۱۶- غنیمت شمردن فرصتها ۱۷- خدمت به بندگان خدا ۱۸- توکل و اعتماد بر خداوند ۱۹- حسن سلوک و خوش رفتاری با مردم ۲۰- زهد ۲۱- قناعت البته هر یک از این نقاط خوددارای مراتب و مراحلی است که نسبت به اشخاص و افراد و شرایط , شدت و ضعف پیدا می کند که شرح آن مجالی دیگر می خواهد . ولی اجمالا باید دانست که مصادیق واجب و محرام و مستحب و مکروه و مباح برای همه یکسان نیست چه بسا عملی برای فردی مستحب و برای دیگری واجب باشد. مانند تهجد و شب زنده داری که برای مردم مستحب موکد و برای پیامبر واجب بود. و نیز باید توجه داشت که ترتیب و طبقه بندی مذکور بر حسب برداشت و ملاحظاتی است که نویسنده کتاب مذکور در نظر داشته است و می تواند ترتیبی دیگر نیز داشته باشد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 10:10 توسط محب |
|
|
در پاسخ به این پرسش که چگونه انسان می تواند خود را تهذیب کند باید به چند نکته اساسی توجه کرد. ۱- چنانکه در تربیت و سلامت بدن ریاضت و ورزش لازم است در خودسازی و تهذیب نیز ریاضت و جهاد با نفس ضرورت دارد. ۲- همان گونه که در تربیت جسم از اندک شروع کرده و به تدریج بالا می روند در تربیت روح نیز باید از اندک شروع کرد و به تدریج به مراحل بالا و بالاتر رسید. پیامبر اسلام فرموده است : « به راستی این دین استوار و پابرجا است , با مدارا در آن وارد شوید و بندگان خدا را به زور وادار به عبادت نکنید, پس مانند سوار وامانده ای خواهید شد که نه راه را طی کرده و نه مرکب را سالم نگه داشته است » « اصول کافی ج ۲/ ص ۸۶» و نیز امام صادق (ع) فرمود : « من در نوجوانی بیش از اندازه عبادت می کردم . پدرم به من فرمود پسرم ! بیش از توان خود عبادت می کنی , خداوند عز و جل اگر بنده ای را دوست بدارد با عبادت اندک از او خشنود می شود .»« همان منبع » ۳- چنانکه در ورزش بدنی , تداوم و استمرار لازم است در ریاضت نفسانی نیز تداوم شرط است که خداوند تعالی فرموده « آنانکه می گویند پروردگار ما خدای یکتا است و سپس بر این گفتار استوار و پا برجا باقی بمانند فرشتگان بر آنها فرود آیند و به آنها گویند نترسید و اندوهگین نباشید .....»«فصلت/۲۰» و از امام باقر نقل شده است : « محبوب ترین کار نزد خدای عزوجل آن است که انسان بر آن مداومت کند هر چند اندک و ناچیز باشد .»«اصول کافی ج۲/ص۸۲» از احادیث بر می آید که کمترین مدت برای مداومت یک سال است .چنانکه امام صادق (ع) می فرمایند :« هنگامی که انسان کاری را شروع می کند باید تا یک سال آن را ادامه دهد .« همان » ۴- چنانکه در سلامت جسم , فعل و ترک (دارو و پرهیز) هر دو با هم موثر است در سلامت و تهذیب روح نیز فعل و ترک هر دو لازم است . مانند ادای واجبات و ترک محرمات , تولی و تبری , و این باید ادامه یابد زیرا بدون آن هیچ عملی پذیرفته نیست و آنها که صالح و طالح ( بدکار و ناصالح) و بد و خوب را با هم مخلوط می کنند راه به جایی نمی برند . چنانکه خداوند فرمود : « خداوند تنها از اهل تقوا می پذیرد » «مائده/۲۷» ۵- مهمترین چیزی که در جمیع مراحل باید رعایت شود حضور قلب و اخلاص است . همان گونه که در ورزشهای جسمانی تمرکز اراده موثر است در عبادات شرعی و ریاضتهای نفسانی و نیز تمرکز اراده و اخلاص در نیس و حضور قلب نقش اساسی را ایفا می کند . خداوند متعال در قرآن کریم مکرر بر این نکته تأکید دارد چنانکه می فرماید : « به آنها دستوری داده نشده بود جز اینکه خدا را با کمال اخلاص پرستش کنند .»« بینه/۵ » |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 13:3 توسط محب |
|
|
در آیه ۱۴و ۱۵سوره حجرات بیان می شود : عربهای بادیه نشین گفتند : ایمان آورده ایم , بگو شما ایمان نیاورده اید ولی بگوئید اسلام آورده ایم , اما هنوز ایمان وارد قلب شما نشده است ! و اگر از خدا و رسولش اطاعت کنید پاداش اعمال شما را به طور کامل می دهد , خداوند غفور و رحیم است ._ ۱۴ مومنان واقعی تنها کسانی هستند که به خدا و رسولش ایمان آورده اند , سپس هرگز شک و تردیدی به خود راه نداده , و با اموال و جانهای خود در راه خدا جهاد کردند ,آنها راستگویانند._ ۱۵ خداوند در این آیات به بیان حقیقت ایمان پرداخته است طبق این آیه تفاوت « اسلام » و « ایمان » در این است که در اسلام , شکل ظاهری قانونی دارد و هر کس شهادتین را بر زبان جاری کند در سلک مسلمانان وارد می شود و احکام اسلام بر او جاری می گردد . ولی ایمان یک امر واقعی و باطنی است و جایگاه آن قلب آدمی است نه زبان و ظاهر او . « اسلام » ممکن است انگیزه های مختلفی داشته باشد , حتی انگیزه های مادی و منافع شخصی , ولی « ایمان » حتما از انگیزه های معنوی , از علم و آگاهی , سرچشمه می گیرد و همان است که میوه جان بخش تقوی بر شاخسارش ظاهر می شود . این همان چیزی است که در عبارت پیغمبر گرامی اسلام آمده است : « اسلام امر آشکاری است ولی جای ایمان دل است » و در حدیث دیگری از امام صادق می خوانیم : « با اسلام خون انسان و ادای امانت او لازم و ازدواج با او حلال می شود ولی ثواب بر ایمان است » ولی این تفاوت مفهومی در صورتی است که این دو واژه در برابر هم قرار گیرند اما هرگاه جدا از هم ذکر شوند ممکن است اسلام بر همان چیزی اطلاق شود که ایمان بر آن اطلاق می شود , یعنی هر دو واژه در یک معنی استعمال می گردد . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 8:0 توسط محب |
|
|
اخلاق : کلمه اخلاق جمع خُلق و آن شکل درونی انسان است. غرایز و ملکات و ثفات روحی و باطنی که در انسان است اخلاق نمایده می شود . و به اعمال و رفتاری که از این خلقیات ناشی گردد نیز اخلاق با رفتار اخلاقی می گویند . آنچه به عمل جنبه اخلاقی می بخشد بار ارزشی آن است نه حیثیت عینی و علمی آن , و لذا ممکن است فردی دارای فضایل فراورانی باشد بی آنکه بتواند از نظر علمی برای فصیلت و کرامت تعریفی منطقی ارائه دهد , و برعکس , امکان دارد کسی اصطلاحات علمی را خوب بداند ولی از فصیلت و نورانیت بی بهره باشد. امیرالمومنین می فرمایند : (( رُبَّ عالمٍ قَد قَتَلَهُ جَهلُهُ وَ عِلمُهُ مَعَه لا یَنفَعُه )) چه بسا دانایی که جهل و نادانی اش او را هلاک می کند و علم و دانشش به جان او سودی ندارد. این جهل همان کمبودهای اخلاقی و انسانی است که عالم را نابود می کند. بنابراین اخلاق محک فضیلت و رضیلت است. اگر عدالت در علم اخلاق مورد بحث قرار می گیرد از آن لحاظ که یک ارزش است درباره آن گفتگو می شود , نه به لحاظ آنکه یک نکلیف است . یعنی عدالت به عنوان فضیلت و کرامت در علم اخلاق وارد می شود ولی در علم فقه و حقوق به عنوان یک تکلیف حقوقی و اجتماعی مورد توجه قرار می گیرد . فضایل اخلاقی زیربنای فطری دارد. چه بسا افرادی که الزام و تکلیف برای آنان غیر قابل تحمل است ولی کمتر کسی وجود دارد که بدون اخلاق و بدون تعهد اخلاقی بتواند در دنیا زندگی کند . حتی افرادی که به حسب ظاهر اخلاق را منکرند به شدت از آزادی و کرامت خود دفاع می کنند و ازتجاوز به آن اکراه دارند و اگر خود نسبت به عهد و پیمانی که بسته اند وفادار نیستند ولی انتظار دارند دیگران نسبت به عهد و پیمانشان وفادار باشند. اینگونه افراد با اینکه منکر اخلاق و فضایل اخلاقی هستند ولی هیچگاه برتری جویی را بر خود نمی پذیرند . اینان دوست دارند فرزندانشان خوب از آب درآیند و در میان مردم به خوبی شناخته شوند و نیز دوست دارند که دولت و فرمانروایانشان عادل و همسایگانشان صالح و مهربان و امین باشند . این گونه امور بهترین دلیل بر فطری بودن ارزشهای اخلاقی است . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 17:15 توسط محب |
|
|
به نام خدا فلسفه ایجاد این وبلاگ : به پیشنهاد دوستی گرامی بر آن شدم تا با استعانت از الطاف الهی سعی در تزکیه و تهذیب نفس و اخلاق برایم و استفاده ای نیکو از روزگار جوانیم نمایم . در نظر داشتم تا این مطالب بین من و دوستم رد و بدل شود اما دیدم بهتر است آن را در قالب وبلاگی در معرض دید عموم قرار داده شاید عزیزی دیگر ارشاد شده و با این کار عمل خیری برای دیگران انجام داده باشم . لازم است یاد آور شوم که خود در نقطه صفر هستم و هر چه از اطراف و اکناف کسب می کنم در این وبلاگ منظور می نمایم و خود نیز سعی در یادگیری و عمل به آن دارم لذا اگر کمبودی و یا انحرافی ملاحظه فرمودید مرا راهنمایی نموده تا سعی در رفع آن نقیصه نمایم . این بود از فلسفه تشکیل وبلاگ و اما برای آغاز از کتاب بزرگ و ارزنده نقطه های آغاز در اخلاق عملی نوشته آیت الله محمد رضا مهدوی کنی شروع کردم . البته بگویم که نوشته های من خلاصه یا برداشتهایی از کتابی چند صد برگی میباشد که کم و کاست آن را باید بر من بخشیده و مرا عفو نمایید . راستی سعی می کنم کتابی نبوده وخودمونی هم باهاتون حرف بزنم . پس تا بعد و من الله التوفیق سبز و بارانی باشید |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 11:41 توسط محب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ سعی در تغییر افکار و رفتار خوانندگان و نویسنده و یادآوری ارزشهای والای انسانی و اسلامی دارد.
پس اگر به این گونه مطالب علاقه داشتید می توانید با عضویت در وبلاگ با هر به روزرسانی از مطالب جدید آن بهره مند شوید. |
| آرشیو موضوعی |
|
اخلاق نکته هایی از قرآن غیبت شخصی صبر عیب زدایی و عیب جویی رفتار دروغ فهرست مطالب سخن چینی استهزا، |
|
RSS
|