تبليغاتX
اخلاق
تمرین و یادگیری اخلاق انسانی و اسلامی

قرآن کریم مسئولیت انسان را در محدوده زمان و سخن مصور نمی کند . بلکه چشم و گوش و قلب و دل را نیز در مسئولیت های انسان شریک می داند .

چنانکه می فرماید :

« از آن چه که نمی دانی پیروی نکن چرا که گوش و چشم و دلها همه مسئولند . »« اسراء/۳۶»

 

در حدیثی آمده است :

.... کسی خدمت { امام صادق (ع) } رسید و عرض کرد : همسایگان من کنیزکانی دارند که می خوانند و

می نوازند گاهی که برای قضای حاجت بیرون می روم به خاطر اینکه نغمه ها و آواز آنها را بشنوم نشستن خود را طول می دهم . حضرت فرمودند : این کا را مکن . آن مرد عرض کرد : به خدا سوگند به خاطر اینکه نغمه های آنها را بشنوم نمی روم بلکه گاهی که آنجا میروم و صدای آنها به گوشم می رسد قدری بیشتر می نشینم .

امام صادق فرمود : مگر نشنیده ای که قرآن می فرماید : « گوش و چشم و دلها همه مسئولند » ؟

گفت به خدا سوگند گویا هرگز این آیه را از هیچ کس نشنیده بودم و اکنون این کار را ترک می کنم و از خداوند عفو و مغفرت می خواهم . امام صادق به او فرمود : برخیز غسل (توبه ) کن و تا میتوانی نماز بخوان ، چون به کار بسیار بدی عادت کرده بودی که اگر در آن حال می مردی در بدترین حالت از دنیا می رفتی و مسئولیت بزرگی میداشتی اینک به درگاه خدا توبه کن و از او بخواه تا توبه ات را از کارهای زشتی که مرتکب شده ای بپذیرد .

 

گوش حقی بر انسان دارد .

امام سجاد فرمودند : « اما حق گوش آن است که آن را مجرا و کانال ارتباط قلبت با خارج قرار ندهی جز در مورد انتقال سخنان کریمانه و حکیمانه ای که در دلت اندیشه و ایده خوبی پدید آورده و یا خلق کریمی نصیب تو کند زیرا گوش دری است به شوی دل که انواع اقسام معنی خوب یا بد را به آن می رساند . و نیرویی نیست جز با استعانت به نیروی لایزال الهی .»

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 12:7  توسط محب | 

انواع غیبت

برخی تصور می کنند غیبت منحصر به زبان است حال آنکه از هر راهی که انسان نقص و عیب دیگری را بفهماند مانند گفتن ، نوشتن ، اشاره ، کنایه ، رمز ، تقلید در راه رفتن و ... تمام اینها غیبت و حرام است ، همان گونه که در روایات به این مطلب تصریح شده است .

عایشه می گوید : زنی نزد ما آمد و هنگامی که بیرون رفت با دست خود اشاره کردم که این زن کوتاه قد است . پیامبر اکرم (ص) فرمود غیبت او کردی .

 

به هر حال ، اگر کسی نام شخص معینی را ببرد یا به گونه ای سخن بگوید که شنوندگان از روی شواهد بفهمند که منظور گوینده کیست ، این نیز غیبت است .

پس اگر کسی بخواهد در این گونه موارد گرفتار غیبت نشود باید شیوه رسول گرامی اسلام را در پیش گیرد که وقتی خلافی را می دید ، مردم را نصیحت می کرد و با عنوان کلی و به صورت جمع بدون آنکه اشاره به فرد معینی کند می فرمود :

« چه شده است که گروهی چنین کارهایی انجام می دهند »

 

عایشه می گوید : روش رسول گرامی اسلام این بود که وقتی به آن حضرت خبر می رسید که فلان شخص سخن ناروایی می گوید ، برای اینکه به او لطمه نزند نام او را نمی برد بلکه می فرمود :

 « چرا کسانی چنین سخن می گویند ؟! »

 

حرمت شنیدن غیبت

همان طور که غیبت کردن حرام است گوش فرا دادن به غیبت نیز گناه و حرام است و در این مساله هیچ گونه اختلافی در میان فقها و علمای اخلاق نیست .

مرحوم صاحب جواهر و شیخ انصاری و حضرت امام خمینی فرموده اند : گوش فرا دادن به غیبت حرام است و در حرمت آن هیچ گونه اختلافی نیست .

 

روایاتی در حرمت شنیدن غیبت

پیامبر اعظم (ع) فرمودند : « شنونده غیبت یکی از دو غیبت کننده است ». ( یعنی شنونده غیبت مانند غیبت کننده است )

امام صادق (ع) نیز فرمودند : « غیبت کردن مسلمان به منزله کفر و شنیدن آن و راضی بودن به غیبت به منزله شرک است . »

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 17:10  توسط محب | 

غیبت کننده از بهشت محروم است

 

پیامبر اکرم (ص) فرمودند : « بهشت بر سه کس حرام است .: سخن چین ، کسی که غیبت می کند و کسی که دائم الخمر است . »

 

تذکر : غیبت کننده در صورتی که توبه کند و توبه اش پذیرفته شود باز هم آخرین کسی است که وارد بهشت خواهد شد . خداوند به موسی بن عمران وحی فرستاد که غیبت کننده اگر توبه کند آخرین کسی است که داخل بهشت می شود ، و اگر تو به نکند نخستین فردی است که داخل آتش می شود

 

غیبت کننده مومن نیست

 

رسول خدا (ص) می فرمایند : « ای گروهی که تنها با زبان ایمان آورده اید ولی قلبتان ایمان نیاورده است ! غیبت مسلمانان نکنید و در عیوب پنهانی شان به جستجو نپردازید ، زیرا کسی که در امور پنهانی برادر دینی خود جستجو کند خداوند اسرار او را فاش می سازد و او را میان خانه اش رسوا می کند »

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 16:34  توسط محب | 

غیبت کننده از ولایت خدا بیرون است .

امام صادق می فرمایند : « هر کس به منظور عیب جویی و ریختن آبروی مومنی سخنی علیه او بگوید تا او را از چشم مردم بیاندازد خداوند چنین کسی را از ولایت خودش بیرون می کند و به سوی ولایت شیطان می فرستد و شیطان او را نمی پذیرد . »

 

غیبت دین انسان را از بین می برد .

پیامبر اکرم (ص) فرمودند : « تاثیر غیبت در دین مسلمان از خوره در جسم او سریع تر است »

 

و نیز فرمودند : « همانگونه که شبان (چوپان) برگ درختان را می ریزد غیبت و سخن چینی نیز از ایمان انسان را

بی شاخ و برگ می کند . »

 

کیفر غیبت

از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که فرمودند : « در شب معراج بر قومی گذشتم که صورتهای خود را با
ناخن های خویش می خراشیدند از جبرئیل پرسیدم اینها چه کسانی هستند ؟ گفت : کسانی که پشت سر مردم بدگویی می کنند و حیثیت و آبروی آنها را از بین می برند . »

 

غیبت و کاهش ارزش عبادات

پیامبر اکرم فرمودند : « نشستن در مسجد و انتظار کشیدن برای رسیدن وقت نماز عبادت است تا زمانی که حدثی از انسان سر نزند . سوال شد : حدث چیست ؟ فرمودند غیبت »

 

غیبت مانع قبولی اعمال

رسول خدا (ص) در ضمن حدیثی فرمودند : « مامورانی که مراقب اعمال انسان هستند عمل بنده ای را که مانند شعاع خورشید می درخشد و به آسمان می برند ولی فرشته ای که باید اعمال را قبول کند و بالا ببرد می گوید : .... این عمل را به صورت صاحبش بزنید زیرا من از طرف پروردگارم ماموریت یافته ام که نگذارم عمل نیک غیبت کنندگان از من بگذرد و به سوی پروردگارم برود . »

 

نوشته محب : « در پاسخ به سوال دوستی که نوشته بودند ورع یعنی چه ؟باید بگویم با توجه به لغت معنی یعنی دوری از گناه ، پارسایی و پرهیزگاری .»

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 19:37  توسط محب | 

در روایات اسلامی نیز به طور جدی از غیبت کردن نهی شده و آثار سوئی برای آن بیان گردیده است .

آیا هیچ توجه کرده اید که بسیاری از ما در زندگی نماز خوانده روضه میگیریم اعمال قبیحه از جمله زنا ، ربا ، خوردن شراب را انجام نمی دهیم اما غیبت می کنیم ؟ حتی سر همان جانماز ؟

هتک آبروی مسلمان بدتر از رباخواری است .

پیامبر اکرم فرمودند :

« درهمی که انسان از ربا به دست آورد گناهش نزد خدا از سی و شش زنا بزرگتر است و بالاترین ربا معامله کردن با آبروی مسلمان است .»

 

غیبت از زنا بدتر است .

جابربن عبدا... و ابی سعید خدری از پیامبر نقل می کنند : « از غیبت بپرهیزید که غیبت از زنا بدتر است ، زیرا زناکار ممکن است توبه کند و خدا توبه او را نپذیرد اما غیبت کننده مورد عفو قرار نخواهد گرت مگر اینکه طرف از او راضی شود »

 

غیبت به منزله خوردن گوشت مرده است.

پیامبر اکرم : « دشنام دادن به مومن گناه و جنگیدن با او کفر و خوردن گوشت او {به وسیله غیبت} معصیت است ، و احترام مال مومن مانند احترام خون اوست . »

 

از بین رفتن اعمال نیک

امام صادق فرمود : « غیبت کردن برای هر مسلمانی حرام است و همانگونه که آتش هیزم را می خورد ، غیبت نیز کارهای نیک انسان را می خورد و از بین می برد . »

 

گاهی نیز انسان به خاطر ارتکاب غیبت تمام کارهای نیکی را که انجام داده است از بین می برد و ثواب اعمالش در نامه کسی که غیبت او را کرده است نوشته می شود ، که در این مورد توجه شما را به یک حدیث جلب

می کنم .

 

پیامبر اعظم فرمودند : « در روز قیامت یکی از شما را در صحرای محشر برای رسیدگی به اعمالش حاضر

می کنند و نامه عملش را به دستش می دهند و هنگامی که به آن نگاه می کند از کارهای نیکی که انجام داده است چیزی در آن نمی بیند . عرض می کند : پروردگارا ! این نامه عمل من نیست زیرا از اطاعت و عباداتی که در دنیا انجام داده ام چیزی در آن نمی بینم .          به او گفته می شود : پروردگار تو خطا و نسیان نمی کند و این نامه عمل از آن تو است اما به خاطر اینکه غیبت کردی کارهای نیک تو در نامه عمل کسی نوشته شده است که از او بدگویی کردی .

سپس شخص دیگری را برای حساب می آورند و نامه عملش را به او می دهند به نامه نگاه می کند ولی بر خلاف انتظارش طاعات و عبادات زیادی را در آن می بیند و از روی تعجب عرض می کند : خدایا ! این نامه عمل من نیست ، من در دنیا کارهای نیکی که در اینجا نوشته شده است انجام نداده ام .          به او گفته

می شود : چون فلان شخصی از تو بدگویی کرده کارهای نیک او را در نامه عمل تو نوشته شده است . »

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 19:50  توسط محب | 

نوشته محب : « با سلام از اینکه چند روزی نتونستم مطالب خود را بروز کنم شرمنده شما هستم اما کار و گرفتاری انسان را از بعضی مسائل باز می دارد در ضمن تولد مولود کعبه عشق دینم علی بن ابیطالب را به همه شما و تمام پدران مخصوصا پدر خودم تبریک می گویم و از خداوند مسئلت دارم تا مرا قدر دان زحمات و تلاشهای پدرم و مولایم علی بن ابیطالب قرار دهد »

 

غیبت

یکی از آفات زیانبار زبان که از گناهان بزرگ به شمار می رود غیبت است. غیبت به کسر غین بر وزن زینت یعنی پشت سر دیگران بدگویی کردن و سخن ناخوشایند گفتن

 

غیبت از نظر قرآن :

شکی نسیت که غیبت از گناهان کبیره است و کسی که مرتکب کبیره می شود مستحق دوزخ است .

قرآن کریم در چند مورد شدیدا از غیبت نکوهش نموده و از آن نهی کرده است .

از جمله در سوره همزه که می فرماید : « وای بر عیب جویان هرزه گوی »«همزه / ۱ »

و یا اینکه در سوره حجرات می فرماید : « ... هیچ یک از شما از دیگری غیبت نکند . آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت مردار برادر خود را بخورد ؟ {به یقین } همه شما از این کار کراهت دارید .... » « حجرات / ۱۲»

از این دو آیه استفاده می شود که در غیبت انگیزه عیب جویی شرط است زیرا در آیه اول از غیبت به عنوان عیب جویی و هرزه گویی مذمت شده و در آیه دوم غیبت را با خوردن گوشت مردار برادر دینی همانند نموده و این همانند سازی به خاطر آن است که غیبت ترور شخصیت دیگران است . گویی غیبت کننده به وسیله غیبت شخصیت آنها را له کرده و از صحنه بیرونشان

می کند .

 نکته دیگری که در کتاب نقطه های آغاز در اخلاق عملی / ص ۱۴۲آمده این است که از «بعضکم بعضا »و «لحم اخیه»

می فهمیم که غیبت مخصوص مومنان است و در مورد انسان های دیگر موردی ندارد. ولی به نظر شخصی بنده چون آبروی هر کس همچون مال و حقوق دیگر او در شمار حق الناس آورده می شود از عدالت خداوند متعال بدور می دانم که غیبت را مخصوص مومنان قرار داده و شامل دیگر بندگان نکند . باز هم برای این که شک و شبحه ای نماند باید از چند نفر دیگر بپرسم و نظر اساتید فن تفسیر را جویا شوم .

نکته دیگر اینکه غیبت در صورتی اتفاق می افتد که غیبت شونده در محل حضور نداشته باشد و به اصطلاح غایب باشد. و دیگر اینکه همانطور که مرده زنده نمی شود آبروی از دست رفته نیز قابل برگشت نیست .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 16:30  توسط محب | 

بعد مثبت و منفی زبان

 

اصولا یکی از نشانه های انسان عاقل آن است که بیجا سخن نمی گوید ، زیرا زبان بیان کننده میزان عقل آدمی است .

چنانکه امیر المومنین فرمودند :« سخن بگویید تا شناخته شوید چرا که انسان در زیر زبان خود پنهان است .»

 

و نیز می فرماید : « زبان عاقل در پشت قلب او جای دارد و قلب احمق پشت زبان اوست »

مرحوم سید رضی می گوید : مقصود این است که انسان عاقل زبان خود را پیش از مشورت کردن و اندیشیدن به سخن نمی گشاید . ولی احمق قبل از اینکه فکر و اندیشه کند سخن می گوید .

 

حضرت علی می فرمایند : « سخن مادام که آن را نگفته ای در اختیار توست اما همین که از دهانت خارج شد تو در اختیار آن هستی بنابراین زبانت را همچون طلا و نقره نگه دار ، زیرا بسیار شد که یک کلمه نعمت بزرگی را از انسان سلب کرده و یا بلا و دردسری برایش فراهم ساخته است . »

 

فواید خاموشی (سکوت)

امام صادق درباره فواید خاموشی فرمود : « صمت و خاموشی طریقه اهل تحقیق و شعار کسانی است که با دیده بصیرت در حقایق ثابت و استوار جهان می تگرند ، کسانی که در حقایق زمانهای گذشته بررسی کرده و حقایقی را بیان می کنند که قلمها ننوشته و در کتابها نیامده است.

آنگاه می فرمایند :

۱- سکوت کلید هر گونه راحتی و آسایش دنیا و آخرت است .

۲- موجب رضا و خوشنودی خدااست.

۳- باعث یبک شدن حساب انسان در روز قیامت است .

۴- وسیله محفوظ ماندن از خطاها و لغزشها است .

۵- برای جاهل پرده و ساتر ، و برای عالم زینت است .

۶- وسیله ای است برای قطع شدن هوا و هوسهای نفسانی

۷- وسیله ریاضت نفس است .

۸- وسیله درک حلاوت و لذت عبادت و مناجات با پروردگار است .

۹- قساوت و سختی دل را از بین می برد.

۱۰- وسیله ای است برای کسب حیا و پرهیزکاری

۱۱- سبب زیاد سدن تدبر و تعقل و مروت و مردانگی است .

۱۲- موجب فهم و کیاست و عقل انسان می شود .

آنگاه فرمودند : وسیله هلاکت و نجات مردم سخن گفتن و سکوت است . پس خوشا به حال کسی که توفیق شناخت سخن خوب و بد را پیدا کند و به فواید و آثار کم گویی آگاه گردد . ..... »

 

نکته قابل توجه :

البته باید تذکر داد که هدف اصلی از فواید خاموشی این نیست که انسان باید همیشه و در همه حال لب فرو بسته و زبان نگشاید و حتی در مقام احقاق حق خود و دیگران سکوت اختیار کند و به دفاع از خوب برنخیزد ، بلکه مقصود ، جلوگیری از هرزه گویی است زیرا اگر روایات سکوت را این گونه تفسیر کنیم که انسان باید در هر حال حتی در برابر ستم ستمکاران و مفسدان مهر سکوت بر لب زده و فریاد برنیاورد چنین تفسیری بی تردید مخالف ضرورت شرع است که امر به معروف و نهی از منکر را از اهم واجبات شمرده و سکوت در برابر ظلم را گناهی بزرگ می داند .

و لذا می بینیم که در طول تاریخ بارز ترین مثال امر به معروف و نهی از منکر را در واقعه کربلا اتفاق می افتد .

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 8:59  توسط محب | 
گناهانی که انسان باید آنها را ترک کند زیاد است ولی چون بیشتر گناهانی که متاسفانه بسیاری از مردم به آن مبتلا هستند به وسیله زبان انجام میگیرد ، نخست درباره افت کلی زبان بحث می کنیم و سپس به بیان بعضی از معاصی که از طریق زبان انسان سر میزند و عامل یا عوامل آن بحث میکنیم

در ابتدا لازم است به اهمیت نعمت بیان بپردازیم .
نعمت بیان در شمار مهمترین نعمتهای خدا است که به انسان ارزانی داشته است . حکیمان و فلاسفه نطق را مظهر تفکر و تعقل دانسته و آن را عامل تفاوت انسان نسبت به سایر موجودات می دانند در صورتیکه این صفت (نطق) مخصوص انسان نیست زیرا بسیاری از حیوانات از این نعمت برخوردارند و به وسیله اصوات خاصی مقاصد خود را بروز می دهند .

قرآن نیز برای پرندگان (طیور) و بعضی از حیوانات نطق و گفتار قائل است چنانکه می فرماید : « و سلیمان وارث ملک داوود گشت و به مردم گفت : ای مردم ! خداوند ما را زبان مرغان آموخته و از هرگونه نعمت برخوردار کرده اند ، که این فضیلت آشکاری است » « نمل / ۱۶ )

حضرت علی نیز به ابن عباس فرمودند : « خداوند زبان پرندگان را به ما آموخت همان گونه که به سلیمان بن داوود آموخت .{همچنین} زبان هر جنبنده ای را در خشکی و دریا { به ما تعلیم داد } »

مورچگان نیز دارای نطق هستند و سخن می گویند همان گونه که قرآن می فرماید : « {لشکریان سلیمان} تا به سرزمین مورچگان رسیدند ، مورچه ای گفت : ای مورچگان به لانه ها خود بروید ، مبادا سلیمان و سپاهش ندانسته شما را پایمال کنند » « نمل / ۱۸ »
پس دیدیم سخن گفتن مخصوص انسان نیست و شامل همه موجودات و حتی اعضا و جوارح انسان نیز می شود چنانکه در روز محشر اعضا و جوارح انسان به سخن آمده و در مورد اعمال انسان شهادت می دهند .

نکته :
اگر چه فیلسوفان نطق را در انسان مظهر تعقل و تفکر می دانند و به این لحاظ آن را فصل ممیز انسان می شمارند اما بهتر است ما از مکتب وحی بیاموزیم و بیان را به جای نطق انتخاب کنیم زیرا در واژه بیان نکته ای وجود دارد که در نطق نیست .
بیان یعنی آشکار کردن ، و به سخن گفتن انسان از آن جهت بیان گفته می شود که آنچه در باطن انسان است به وسیله سخن آشکار می شود . اگر قوه تعقل و تفکر نبود انسان نمی توانست تمام خواستها و نیازهای خود را ابراز دارد و قادر نبود احساسات و تجربیات خود را جمع بندی کند و به صورت مطالب منظم و قابل درک برای دیگران اظهار نماید .

پس بیان از دو جهت اهمیت دارد :

۱- آنکه انسان آنچه را در درون دارد به وسیله زبان ابراز می کند و حیوانات قطعا فاقد چنین قدرتی هستند .

۲- آنکه قوه بیان بیانگر قوه تفکر در انسان است و بی جهت نیست که خداوند متعال پس از تعلیم قرآن و آفرینش انسان تعلیم بیان را گوشزد می کند و می فرماید :
« الرحمن علم القرآن خلق الانسان علمه البیان » « رحمن – ۱-۴ » « خداوند رحمان قرآن را آموخت انسان را آفرید و به او بیان تعلیم داد »

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 17:21  توسط محب | 

معیار صغیره بودن و کبیره بودن گناه بصورت علمی در دین به قبح فاعلی آن بستگی دارد اما چون زیاد این قسمت را خودم توانی برای فهماندن آن ندارم از آن می گذرم فقط خلاصه اینکه به انگیزه فرد و همچنین اثرات فردی و اجتماعی بستگی دارد .

 

اما بهترین راه برای شناخت کبیره از صغیره همان است که در اخبار معصومین (ع) آمده است : هر گناهی که با شدت از آن منع شده و در کلام خداوند متعال و یا پیامبر اعظم (ص) بر آن به آتش دوزخ تهدید شده باشد « کبیره » و غیر از آن « صغیره » محسوب می شود .

در تعداد گناهان کبیره اختلاف است بعضی آن را هفت ، برخی هفتاد و جمعی تا هفصد شمرده اند.

 

مرحوم شهید ثانی در شرح لمعه با ذکر بهترین معیار برای شناخت گناهان کبیره و صغیره ( که در فوق بیان شد ) گناهان کبیره و صغیره را به این شکل بر می شمارد :

« نا امیدی از رحمت خدا ، امن از مکر خدا ، قتل نفس ، عقوق والدین (عاق پدر و مادر ) قذف مومن (سنگسار کردن مومن) ، خوردن مال یتیم بدون مجوز شرعی ، فرار از جنگ ، ربا خواری ، سِحر ، کهانت ( غیب گویی ) ، زنا ، لواط ، دزدی به ویژه دزدی از غنیمت جنگی ، قسم دروغ ، ترک فرایض ( نماز و زکات و روزه و تاخیر در حج از اولین سال استطاعت بدون عذر ) ، شهادت دروغ ، کتمان شهادت ، شرب مسکرات ، بیعت شکنی و عهد شکنی چه با خدا و چه با خلق خدا ، قطع رحم ، تعرب پس از هجرت ( برگشت به عرب جاهلی ) ، دروغ بستن به خدا و پیامبر و ائمه ، غیبت و تهمت و گفته اند ترک جمیع سنن و مستحبات ، منع زیاده آب از رهگذران در صورت عدم نیاز به آن ، احتراز نکردن از ترشح ادرار ، ارتکبا اعمال و رفتاری که موجب شود دیگران به پدر و مادرش فحش بدهند ، اضرار در وصیت ( یعنی به گونه ای وصیت کند که حق وارثان را ضایع سازد ) ، نارضایتی نسبت به قضای الهی و اعتراض به قدر او _ به عقیده بعضی از علما - ، تکبر ، حسادت ، دسمنی با مومنان ، الحاد در مکه و مدینه ، سخن چینی و سعایت ، قطع اعضای مومن بدون مجوز شرعی ، خوردن گوشت مردار و سایر نجاسات ، قوادی ( واسطه و دلالی عمل منافی عفت ) اصرار بر گناهان صغیره .

امر به منکر و نهی از معروف ، دروغ ، خلف وعده ، خیانت ، لعن مومنان و فحس به آنان ، آزار مومنان ، تنبیه خدمتکار بیش از مقدار لازم ، منع نیازمندان از آب مباح ، سد معابر عمومی ، تضییع حقوق خانواده و همسر ، تعصب بیجا ، ظلم ، عذر و بی وفایی ، نفاق و دورویی ، تحقیر مومنان ، پی گیری عیوب مومنان ، سرزنش و افترا بستن به مومنان ، سوء ظن ، ترساندن مومن ، کم فروشی , ترک امر به معروف و نهی از منکر ، نشستن در مجالس فساق و فجار به ویژه شرب خمر بدون اجبار و اکراه ، بدعت در دین و همنشینی با اهل بدعت ، کوچک شمردن گناه ، قمار بازی ، خوردن چیز حرام .

سپس می فرماید : ( از امر به منکر تا به آخر گناهانی که بر شمردیم کبیره بودن آنها به طور احتمال است نه به طور قطع و الله یعلم )

 

تذکر :

 

بهترین راه برای کسب فضایل اخلاقی ، مخالفت با هوای نفس و ترک گناه است و اسلام علاوه بر اینکه از ارتکاب به گناه و معصیت جلوگیری کرده حتی از فکر و اندیشه گناه نیز مردم را بر حذر داشته است . چرا که اندیشه گناه ، پاکی و صفای قلب را از بین می برد و انسان را به ارتکاب آن وا می دارد .

حضرت علی (ع) می فرماید : « کسی که در مورد گناهان زیاد فکر کند ، گناهان او را به صوی خود می کشند . »

و نیز فرمود : « فرو رفتن و تفکر در مورد چیزی ، سر آغاز وجود و پیدایش آن چیز است »

 

از این رو حضرت مسیح به پیروان خور فرمود : « موسی بن عمران به شما دستور داد زنا نکنید ، اما من به شما سفارش می کنم فکر زنا هم نکنید ، زیرا کسی که به زنا بیندیشد مانند کسی است که در اطاق زیبا و رنگ آمیزی شده ای آتش روشن کند . که در این صورت ، هر چند ممکن است خانه در آتش نسوزد لکن دست کم دود آن را سیاه و خراب می کند . »

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 16:6  توسط محب | 

گناهان

 

گرچه تمام گناهان از آن جهت که تمرد از دستور خداوندتعالی است ، بزرگ است اما با توجه به خصوصیات ذاتی و تبعات مختلف و آثار گوناگونی که در آنها وجود دارد می توان حدس زد که تمام گناهان با هم برابر نیستند . مثلا در نگاه به نامحرم شدت گناه کمتر از زنا است.

گناهان از آن جهت که مخالفت و سرپیچی از دستورهای پروردگار محسوب می شود بسیار زشت و ناپسند است و هیچ گناهی از این لحاظ کوچک نیست چنانکه کسی نافرمانی خدا را کوچک بشمارد مرتکب گناهی بس عظیم شده .

 

امام علی (ع) می فرماید: « شدیدترین گناه آن است که صاحبش آن را کوچک بشمارد »

 

نکته :

نخست آنکه گناهان قرقگاه الهی ( منطقه ممنوعه ) است . کسانی که می خواهند از ورود به این منطقه احتراز (دوری) کنند باید از نزدیک شدن به آن نیز اجتناب ورزند .

چنانکه خداوند می فرماید : « .... اینها حدود و مرزهای خداوند است پس به آن نزدیک نشوید . » « بقره/۱۸۷»

یا می فرماید : « .... اینها حدود الهی است ، از آنها تجاوز نکنید » « بقره / ۲۲۹»

و یا در آیه ای دیگر می فرماید : « به زنا نزدیک نشوید { یعنی در اطراف زنا از قبیل نگاه و ملامسه و عوامل شهوت انگیز وارد نشوید } که آن {زنا} عملی زشت و راهی نا درست است » « اسراء / ۳۲»

 

دوم عدم اصرار بر گناه است . یعنی گناه هر چند کوچک باشد مومن باید از آن دوری کند و اگر در اثر طغیان یا در اثر کوچک شمردن گناه مرتکب گناهی شود باید بی درنگ خدا را یاد کند و با اشک ندامت و آب توبه خود را شستشو دهد .

 

چنانکه خداوند متعال می فرماید : «صاحبان تقوا آنهایی هستند که اگر کار بسیار زشتی انجام دهند {:گناه کبیره} یا به خود ستم روا دارند {:گناه صغیره} بی درنگ خدا را یاد کنند و از او آمرزش بخواهند – و آیا کسی جز او آمرزنده است ؟ - و اینان با علم و آگاهی بر گناه اصرار نمی ورزند .» « آل عمران / ۱۳۵»

 

امیر المومنین (ع) می فرماید : « گناه کم را کوچک نشمارید ، زیرا گناهان کوچک به حساب شما نوشته می شود ، که در اثر تکرار و اصرا ، به گناهان بزرگ بر می گردد »

 

سرانجام شوم اصرار بر گناه

 

اصرار بر گناه ممکن است انسان را به مرز کفر و الحاد بکشاند ، چنانکه خدای تعالی می فرماید : « سرانجام آنها که به گناه اصرار می ورزند به تکذیب آیات خدا و مسخره کردن آن می رسد » « روم / ۱۰ »

 

چرا اصرا بر گناه چنین سرانجامی را در پی دارد ؟

زیرا اصرار بر گناه قلب آدمی را فاسد می کند . امام صادق می فرمایند : « پدرم امام باقر فرمود : هیچ چیز برای قلب زیانبارتر از گناه نیست چه آنکه قلب با گناه می آمیزد و با آن گلاویز می شود تا بالاخره گناه بر قلب چیره شده و ان را وارونه می سازد . »

 

امام صادق در حدیثی دیگر می فرماید : « گناه انسان را از عبادت و تهجد محروم می سازد و لذت مناجات با خدا را از او سلب می کند و تأثیر گناه از کارد برنده سریع تر است . »

 

و نیز می فرماید : « هر گاه خداوند عز و جل برای بنده ای خوبی بخواهد کیفر او را در دنیا جلو می اندازد و چنانچه بدی او را بخواهد به او مهلت می دهد تا در روز قیامت به طور کامل کیفر شود . »

این کلام مضمون آیه شریفه ۱۷۸سوره آل عمران است :

« آنها که کافر شدند { و راه طغیان پیش گرفتند } تصور نکنند اگر به آنان مهلت می دهیم به سود آنها است ما به آنها مهلت می دهیم که بر گناهان خود بیفزایند و عذاب خوار کننده ای برای آنها است . »

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 12:3  توسط محب | 

هشتمین نقطه از نقاط آغاز ، ترک محرمات است . یعنی همان گونه که در تربیت و سالم سازی بدن از انجام بعضی امور و خوردن پاره ای از خوردنیها باید پرهیز کرد ، در تربیت و تهذیب نفس نیز از انجام برخی کارها و استفاده از بعضی غذا ها باید اجتناب ورزید .

 

قطب راوندی از امام باقر نقل می کند که فرمودند : « شگفتا که مردم از ترس بیماری در خوردن غذا احتیاط و امساک می کنند ولی از بیم آتش دوزخ از گناه خودداری نمی کنند .»

 

حضرت علی (ع) می فرماید : « در ترک گناه با نفس خویش دست و پنجه نرم کنید تا کشاندن آن به سوی طاعات و عبادات بر شما آسان شود .»

 

این دست و پنجه نرم کردن در فرهنگ اسلامی به تقوا تعبیر می شود و اساس تمام ارزشهای اسلامی و انسانی است و هیچ عمل و کوششی بدون آن ارزش ندارد و در نزد خداوند مقبول نیست . چنانکه می فرماید : « خداوند تنها از کسانی که دارای تقوا باشند می پذیرد »

 

امام باقر (ع) نیز می فرمایند : « سخت ترین عبادت ها پرهیزکاری است »

 

مفضل بن عمر می گوید : در خدمت امام صادق (ع) سخن از اعمال به میان آمد ، عرض کردم من در مقام عمل بسیار ضعیفم و سستم .  حضرت فرمود : آرام باش و از خدا آمرزش بخواه . یعنی این اندازه تا امید مباش . سپس فرمود : بی گمان عمل اندکی که همراه با تقوا باشد بهتر است از عمل فراوانی که خالی از اقوا باشد .   مفضل می گوید : عرض کردم چگونه ممکن است کسی دارای این همه عمل خوب باشد ولی تقوا نداشته باشد ؟

امام فرمودند : آری می شود ، همانند افرادی که اطعام می کنند و با همسایگان مهربانند و در خانه آنها بر روی مردم باز است ، اما در اولین برخورد با گناه عنان از دست می دهند و به نافرمانی و عصیان می پردازند ولی کسانی هم هستند که توفیق انجام این گونه خدمات و نیکوکاری را ندارند ، اما در برخورد با گناه خویشتن دارند و خود را از آلودگی حفظ می کنند .»

 

ادامه دارد ....

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 16:54  توسط محب | 

همانگونه که در سفرهای دنیوی رفیق خوب و یار وفادار و صادق نقش حساس و مفیدی در رفع مشکلات سفر دارد , در سفرهای معنوی نیز رفیق خوب بسیار ضروری و موثر است .

حضرت موسی (ع) هنگامی که برای هدایت و نجات بنی اسرائیل از دست فرعون به رسالت مبعوث می شود از پیشگاه خداوند تقاضا می کند :

« خدایا ! من در انجام مأموریت به کمک نیازمندم , برادرم هارون را وزیر و یار و مددکار من قرار ده و در کار من شریکش گردان و پشت مرا به او محکم کن تا تو را بسیار تسبیح گوییم و تو را فراوان یاد کنیم .» « طه / ۲۹-۳۴ »

 

و در آیه دیگر می فرماید :

                      « ای مومنان تقوا پیشه سازید و با صادقان همراه باشید .» « توبه / ۱۱۹»

 

امیرالمومنین (ع) به فرزندش توصیه می فرماید :

« پیش از مسافرت از خصوصیات اخلاقی و سوابق رفیق راهت پرس و جو کن و پیش از خرید خانه همسایه ات را بشناس .»

 

و نیز فرمود :

« غریب کسی است که دوستی نداشته باشد . »

 

بهترین دوستان آنهایی هستند که مشمول رحمت و نعمت الهی واقع شده و آنها چهار گروهند  که در آیه زیر توصیف شده اند :

« آنان که خدا و رسول را فرمان برند با پیامبران و صدیقان و شهیدان و صالحان خواهند بود , و اینان چه خوب رفیقانی هستند . » « نساء/۶۹ »

 

شاعر می گوید :

 دوست دانا چو زرین کاسه ای است               نشکند گر بشکند باید نگاهش داشتن

دوست نادان سفالین کاسه ای است              بشکند گر نشکند باید به دور انداختن

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 11:42  توسط محب | 

کسی که در راه خدا قدم بر می دارد پیش از شروع هر کاری باید آن را بشناسد و وظیفه و حکم شرع ( دین ) را درباره آن بداند تا رفتار و کردار خویش را با موازین شریعت (دین) منطبق سازد . پس بر همه لازم است احکام دینی خود را به اندازه ضرورت و نیاز (تقلیدا و اجتهادا) بدانند .

 

از امام صادق (ع) درباره معنی این آیه که می فرماید « برای خدا دلیل رسا {و قاطع} است » سوال شد , فرمود : خداوند در روز رستاخیز به بنده گنهکار خود می گوید : بنده من ! چرا تکالیف خود را خوب انجام ندادی ؟

آیا میدانستی و گناه کردی ؟  اگر بگوید آری , می فرماید : چرا به آنچه میدانستی عمل نکردی ؟ و اگر بگوید نمی دانستم , می گوید : چرا یاد نگرفتی تا عمل کنی ؟ ....

 

 ((توضیح محب :

سخن بالا به نظر من برای کسانی است که امکانات آموزشی ( کتاب , رساله , رادیو و تلوزیون , اینترنت و .... ) در اختیار داشته و نیاموخته اند و تکلیف از کسانی که این امکانات را نداشته اند برداشته می شود .

اما حدیثش را نمیدانم ولی یادم هست که این مطلب را بارها از زبان خطبا شنیده ام ))

 

نتیجه آنکه عبادت و بندگی خداوند با دو شرط تحقق پیدا می کند : یکی محبت و دیگری اطاعت و اطاعت بدون آگاهی از خواسته های خداوند متعال منجر به رضای او نمی شود .  پس آنها که از خود چیزی می تراشند و پیش خود مطالبی را سر هم می کنند و به عنوان عبادت و اطاعت انجام می دهند (از خود فتوا در می کنند بدون این که بدانند مرجعشان چه گفته ) آنها بنده خویشند نه بنده خدا ؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 10:13  توسط محب | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
این وبلاگ سعی در تغییر افکار و رفتار خوانندگان و نویسنده و یادآوری ارزشهای والای انسانی و اسلامی دارد.


پس اگر به این گونه مطالب علاقه داشتید می توانید با عضویت در وبلاگ با هر به روزرسانی از مطالب جدید آن بهره مند شوید.

جالب بودند
تصمیم مخالف قانون و هوشمندانه دولت
مفاتیح الجنان روی تلفن همراه
حمایت پوتین از مسلمانان
روش زندگی و ارتباط مورچه ها
رکورد جدید استان یزد در کنکور 86
ویژگی روانی رنگها
بوی ماه مهر ، ماه مهربان
اولين مسلمان "روزه‌دار" به فضا مي‌رود
کلید نجات
راههای اطلاع از اوقات شرعی
خاطره های جالب
نوشته های پیشین
مهر 1388
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
آرشیو موضوعی
اخلاق
نکته هایی از قرآن
غیبت
شخصی
صبر
عیب زدایی و عیب جویی
رفتار
دروغ
فهرست مطالب
سخن چینی
استهزا،
پیوندها
آسمان یکرنگی
آیت الله فاضل لنکرانی
آیت الله مکارم شیرازی
اوقات شرعی
بخاري
بهـــار نـــو
پــــاورقـــی
پرسشهای مهم پاسخهای کوتاه
پــنــدار
تــاج بندگی
تـبـیــــان
تـرنــم
تفسیر نمونه
تفسیر نـــور
تفکر ، دریچه ای بسوی هستی
تـــوپ
جـوان ایـرانـی
خبرگزاریهای ایران
درسهایی از قرآن(محسن قرائتی)
دنیـــــا
رهـــــا
سایتهای دولتی
سید محمد خاتمی
سین جیم های اخلاقی
شبهای روشن
شهید مرتضی مطهری
فرهنگ صنعتی
کتــــاب
کشکول
لیست وبلاگهای به روز شده
مکارم الاخلاق
موسسه حسابداری نورافشان شمس
واحد پاسخ به سوالات دینی
واحد فراهم آوری اعضای پیوندی
وبلاگها و سایتهای یزدی
وب نوشت
وروجـــک
همه چیز در مورد شیطان
همه چیز در مورد صلوات
یزدســـتان





Powered by WebGozar

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM