![]() |
![]() |
|
| تمرین و یادگیری اخلاق انسانی و اسلامی |
|
عوامل و انگیزه هایی که شخص را به غیبت وا می دارد : ۱- همرنگی با دوستان کسانی که می خواهند تمام اقشار مردم از آنها راضی باشند و در دوران عمر خود حتی یک دشمن هم نداشته باشند در واقع افرادی چند چهره هستند . اینان برای اینکه رضایت دوستان خویش را جلب کنند همرنگ جماعت می شوند و به عیب جویی از دیگران می پردازند تا دوستان را از خود راضی کنند هر چند جلب رضایت آنان موجب غضب پروردگار باشد . ۲- تنزیه نفس یکی دیگر از عوامل غیبت , تنزیه نفس است ؛ یعنی انسان در مقام تبرئه خود از نسبتهایی که به او داده شده است پای دیگران را به میان بکشد تا این حد که مستقلا گناه را به دیگری نسبت دهد یا آنکه وی را شریک خود سازد . مثلا می گوید : این گناه منحصر به من نیست فلانی هم چنین کاری انجام داده است . ۳- مباهات برخی دیگر از مردم به خاطر مباهات و فخر فروشی مبتلا به غیبت می شوند ؛ یعنی برای اینکه اظهار وجود کنند و فضل و کمال خود را به رخ بکشند دیگران را کوچک می شمارند و از آنان بدگویی می کنند و با گفتن جملاتی از این قبیل که فلان کس چیزی نمی داند و چنین و چنان است با این هدف و انگیزه که خود را بهتر از او معرفی کند , به گفتن عیوب وی می پردازد , ولی از این نکته غفلت دارد که این گونه برخورد علاوه بر اینکه نظر مردم را جلب خداوند متعال می فرماید : « آیا ندیدی آنهایی را که خودستایی می کنند ؟ {این خود ستایی ارزش ندارد} بلکه خدا هر کس را که بخواهد می ستاید و کمترین ستمی به آنها نخواهد شد . » « نساء / ۴۹ » ۴- حسد یکی عذاب حسد و دیگری عذاب غیبت , که هر دو از گناهان کبیره اند . انسان حسود به خاطر اینکه خدا به دیگری نعمتی را ارزانی داشته است حسادت می ورزد که این حسادت موجب عذاب روحی او است و این عذاب در دنیا به پایان نمی رسد بلکه عذاب آخرت نیز بر عذاب او افزوده می گردد در نتیجه در دنیا و آخرت زیانکار می شود . ۵- مسخره کردن و استهزاء اینجاست که اگر انسان به باطن اعمال خود متوجه شود بسیاری از گناهان را ترک می کند و از کارهای زشت ناپسند دست بر میدارد , چرا که عالم ظاهری دارد و باطنی و به برگ کاغذی می ماند که دارای دو صفحه و دو رو است کسی که به یک طرف آن نگاه می کند پشت صفحه را نمی بیند ولی ندیدن آن طرف کاغذ مستلزم این نیست که پشت برگ چیزی وجود نداشته باشد و چنانکه خداوند متعال می فرماید : « بگو عمل کنید که خداوند و فرستاده او و مومنان اعمال شما را می بینند و بزودی به سوی کسی باز می گردید که پنهان و آشکار را می داند و شما را آنچه عمل می کردید خبر می دهد . » « توبه / ۱۰۵» محب : در توضیح عامل مسخره کردن باید بگویم که در بیشتر مواقع به این نتیجه رسیده ام که کسی که غیبت انسانی را پیش من می کند غیبت من را نیز پیش دیگری کرده و من را به باد مسخره و استهزا می گیرد که شعر زیر را به یادم می آورد : هر که عیب دگران پیش تو آورد و شمرد بی گمان عیب تو نزد دگران خواهد برد پس سعی کنید در مقابل غیبت کنندگان عکس العمل نشان دهید و نگذارید از هیچ بنده و انسانی نزد شما غیبت کنند . در پایان با توجه به زندگی خودم امیدوارم خداوند گناهانم را ببخشد و اگر از عمد و یا سهو مرتکب چنین گناهی شده ام به درگاهش توبه می کنم و از او می خواهم توان و جرأتم دهد تا غیبت نکنم و به غیبت کسی گوش ندهم . روحتان سبز و همیشه بهار باشد تا بعد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 13:57 توسط محب |
|
|
گزینش افراد برای پستهای کلیدی (قابل توجه مسئولین دولتی) البته این نکته را نباید فراموش کرد که حس اعتماد متقابل به این معنی نیست که در کارهای مهم و اساسی بدون تحقیق وارد عمل شویم و مشاغل مناسب و کلیدی را به هر کسی بسپاریم . در این گونه موارد بدون آنکه با حیثیت افراد برخورد شود حتما باید بررسی کرد و پس از اطمینان این بار اقدام کرد . امیر المومنین می فرماید : « ..... [ ای مالک ! ] سپس در کارهای کارمندانت بنگر و آنان را با آزمایش و امتحان به کار وادار و آنها را به دلخواه و سرخود و از روی میل و بدون مشورت و تحقیق به کاری مگمار , زیرا استبداد و سرخود کارکردن , کانونی از شعبه های جور و خیانت است و از میان آنها افرادی را که با تجربه تر و پاک تر و پیشگام تر در اسلام اند برگزین , زیرا اخلاق آنها بهتر و خانواده آنها پاک تر و همچنین کم طمع تر و در سنجش عواقب کارها بینا ترند . » و در باره منشیان حکومت می فرماید : « .... سپس در انتخاب منشیان هرگز به فراست و خوش بینی و خوش گمانی خود تکیه مکن چرا که مردان زرنگ طریقه جلب نظر و خوش بینی زمامداران را با ظاهر سازی و تظاهر به خوش خدمتی خوب می دانند .....» تا زمانی که انسان از کسی کردار و رفتار بدی ندیده است نباید به او بدبین شود زیرا شنیدن یا حدس و گمان معیار خوبی و بدی اشخاص نیست . امام باقر فرمودند : « از امیر المومنین سوال شد که فاصله بین حق و باطل چه اندازه است ؟ فرمودند : چهار انگشت آنگاه امیرمومنان دست خود را بر گوش و دو چشم خویش گذاشت و فرمود آنچه چشمهایت ببیند حق است و آنچه گوش شنیده بیشترش نادرست و باطل است . » محب : دوستان عزیز بیایید به خودمون نگاه کنیم ببینیم چقدر از روی شنیده هامون حرف می زنیم و چقدر از روی دیده هامون !؟! چقدر از نظراتمون در مورد افراد با شنیده ها تغییر می کنه و چقدرش با دیده هامون !!؟؟؟ مسئله در حین سادگی خیلی پیچیده است من یکی که فکر می کنم هنوز ۶۰ درصد از افکارم بر اساس شنیده هاست . شما چی ؟؟ قدری فکر کنید !!!! سبز و بارانی باشید . تا بعد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 10:42 توسط محب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ سعی در تغییر افکار و رفتار خوانندگان و نویسنده و یادآوری ارزشهای والای انسانی و اسلامی دارد.
پس اگر به این گونه مطالب علاقه داشتید می توانید با عضویت در وبلاگ با هر به روزرسانی از مطالب جدید آن بهره مند شوید. |
| آرشیو موضوعی |
|
اخلاق نکته هایی از قرآن غیبت شخصی صبر عیب زدایی و عیب جویی رفتار دروغ فهرست مطالب سخن چینی استهزا، |
|
RSS
|