تبليغاتX
اخلاق
تمرین و یادگیری اخلاق انسانی و اسلامی

محب : مطلب زیبای زیر را در وبلاگ سازمان دانش آموزی استان یزد دیدم اگر چه این مطلب از آن دسته مطالبی است که گروه های یاهو برای اعضای خود ایمیل می کنند اما جالبی و انسانی بودن آن مرا وا داشت تا از آن در وبلاگم استفاده کنم.

 

۱- ما امروزه خانه هاي بزرگتر اماخانواده هاي کوچکتر داريم؛ راحتي بيشتر اما زمان کمتر 

 

۲- مدارک تحصيلي بالاتر اما درک عمومي پايين تر ؛ آگاهي بيشتر اما قدرت تشخيص کمتر داريم؛

 

۳- متخصصان بيشتر اما مشکلات نيز بيشتر؛ داروهاي بيشتر اما سلامتي کمتر

 

۴- بدون ملاحظه ايام را ميگذرانيم، خيلي کم ميخنديم، خيلي تند رانندگي ميکنيم، خيلي زود عصباني ميشويم،

 

 ۵- تا ديروقت بيدار ميمانيم، خيلي خسته از خواب برميخيزيم، خيلي کم مطالعه ميکنيم، اغلب اوقات تلويزيون نگاه ميکنيم و خيلي بندرت دعا ميکنيم.

 

۶- چندين برابر مايملک داريم اما ارزشهايمان کمتر شده است. خيلي زياد صحبت ميکنيم، به اندازه کافي دوست نميداريم و خيلي زياد دروغ ميگوييم.

 

برای مشاهده متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 13:51  توسط محب | 

گزینش افراد برای پستهای کلیدی (قابل توجه مسئولین دولتی)

 

البته این نکته را نباید فراموش کرد که حس اعتماد متقابل به این معنی نیست که در کارهای مهم و اساسی بدون تحقیق وارد عمل شویم و مشاغل مناسب و کلیدی را به هر کسی بسپاریم . در این گونه موارد بدون آنکه با حیثیت افراد برخورد شود حتما باید بررسی کرد و پس از اطمینان این بار اقدام کرد .

 

امیر المومنین می فرماید :

 

« ..... [ ای مالک ! ] سپس در کارهای کارمندانت بنگر و آنان را با آزمایش و امتحان به کار وادار و آنها را به دلخواه و سرخود و از روی میل و بدون مشورت و تحقیق به کاری مگمار , زیرا استبداد و سرخود کارکردن , کانونی از  شعبه های جور و خیانت است و از میان آنها افرادی را که با تجربه تر و پاک تر و پیشگام تر در اسلام اند برگزین , زیرا اخلاق آنها بهتر و خانواده آنها پاک تر و همچنین کم طمع تر و در سنجش عواقب کارها بینا ترند . »

 

و در باره منشیان حکومت می فرماید :

« .... سپس در انتخاب منشیان هرگز به فراست و خوش بینی و خوش گمانی خود تکیه مکن چرا که مردان زرنگ طریقه جلب نظر و خوش بینی زمامداران را با ظاهر سازی و تظاهر به خوش خدمتی خوب می دانند .....»

 

تا زمانی که انسان از کسی کردار و رفتار بدی ندیده است نباید به او بدبین شود زیرا شنیدن یا حدس و گمان معیار خوبی و بدی اشخاص نیست .

 

امام باقر فرمودند :

« از امیر المومنین سوال شد که فاصله بین حق و باطل چه اندازه است ؟

فرمودند : چهار انگشت آنگاه امیرمومنان دست خود را بر گوش و دو چشم خویش گذاشت و فرمود آنچه چشمهایت ببیند حق است و آنچه گوش شنیده بیشترش نادرست و باطل است . »

 

محب :

دوستان عزیز بیایید به خودمون نگاه کنیم ببینیم چقدر از روی شنیده هامون حرف می زنیم و چقدر از روی دیده هامون !؟!

چقدر از نظراتمون در مورد افراد با شنیده ها تغییر می کنه و چقدرش با دیده هامون !!؟؟؟

مسئله در حین سادگی خیلی پیچیده است من یکی که فکر می کنم هنوز ۶۰ درصد از افکارم بر اساس شنیده هاست . شما چی ؟؟  قدری فکر کنید !!!!

سبز و بارانی باشید .

تا بعد

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 10:42  توسط محب | 

بعد مثبت و منفی زبان

 

اصولا یکی از نشانه های انسان عاقل آن است که بیجا سخن نمی گوید ، زیرا زبان بیان کننده میزان عقل آدمی است .

چنانکه امیر المومنین فرمودند :« سخن بگویید تا شناخته شوید چرا که انسان در زیر زبان خود پنهان است .»

 

و نیز می فرماید : « زبان عاقل در پشت قلب او جای دارد و قلب احمق پشت زبان اوست »

مرحوم سید رضی می گوید : مقصود این است که انسان عاقل زبان خود را پیش از مشورت کردن و اندیشیدن به سخن نمی گشاید . ولی احمق قبل از اینکه فکر و اندیشه کند سخن می گوید .

 

حضرت علی می فرمایند : « سخن مادام که آن را نگفته ای در اختیار توست اما همین که از دهانت خارج شد تو در اختیار آن هستی بنابراین زبانت را همچون طلا و نقره نگه دار ، زیرا بسیار شد که یک کلمه نعمت بزرگی را از انسان سلب کرده و یا بلا و دردسری برایش فراهم ساخته است . »

 

فواید خاموشی (سکوت)

امام صادق درباره فواید خاموشی فرمود : « صمت و خاموشی طریقه اهل تحقیق و شعار کسانی است که با دیده بصیرت در حقایق ثابت و استوار جهان می تگرند ، کسانی که در حقایق زمانهای گذشته بررسی کرده و حقایقی را بیان می کنند که قلمها ننوشته و در کتابها نیامده است.

آنگاه می فرمایند :

۱- سکوت کلید هر گونه راحتی و آسایش دنیا و آخرت است .

۲- موجب رضا و خوشنودی خدااست.

۳- باعث یبک شدن حساب انسان در روز قیامت است .

۴- وسیله محفوظ ماندن از خطاها و لغزشها است .

۵- برای جاهل پرده و ساتر ، و برای عالم زینت است .

۶- وسیله ای است برای قطع شدن هوا و هوسهای نفسانی

۷- وسیله ریاضت نفس است .

۸- وسیله درک حلاوت و لذت عبادت و مناجات با پروردگار است .

۹- قساوت و سختی دل را از بین می برد.

۱۰- وسیله ای است برای کسب حیا و پرهیزکاری

۱۱- سبب زیاد سدن تدبر و تعقل و مروت و مردانگی است .

۱۲- موجب فهم و کیاست و عقل انسان می شود .

آنگاه فرمودند : وسیله هلاکت و نجات مردم سخن گفتن و سکوت است . پس خوشا به حال کسی که توفیق شناخت سخن خوب و بد را پیدا کند و به فواید و آثار کم گویی آگاه گردد . ..... »

 

نکته قابل توجه :

البته باید تذکر داد که هدف اصلی از فواید خاموشی این نیست که انسان باید همیشه و در همه حال لب فرو بسته و زبان نگشاید و حتی در مقام احقاق حق خود و دیگران سکوت اختیار کند و به دفاع از خوب برنخیزد ، بلکه مقصود ، جلوگیری از هرزه گویی است زیرا اگر روایات سکوت را این گونه تفسیر کنیم که انسان باید در هر حال حتی در برابر ستم ستمکاران و مفسدان مهر سکوت بر لب زده و فریاد برنیاورد چنین تفسیری بی تردید مخالف ضرورت شرع است که امر به معروف و نهی از منکر را از اهم واجبات شمرده و سکوت در برابر ظلم را گناهی بزرگ می داند .

و لذا می بینیم که در طول تاریخ بارز ترین مثال امر به معروف و نهی از منکر را در واقعه کربلا اتفاق می افتد .

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 8:59  توسط محب | 
گناهانی که انسان باید آنها را ترک کند زیاد است ولی چون بیشتر گناهانی که متاسفانه بسیاری از مردم به آن مبتلا هستند به وسیله زبان انجام میگیرد ، نخست درباره افت کلی زبان بحث می کنیم و سپس به بیان بعضی از معاصی که از طریق زبان انسان سر میزند و عامل یا عوامل آن بحث میکنیم

در ابتدا لازم است به اهمیت نعمت بیان بپردازیم .
نعمت بیان در شمار مهمترین نعمتهای خدا است که به انسان ارزانی داشته است . حکیمان و فلاسفه نطق را مظهر تفکر و تعقل دانسته و آن را عامل تفاوت انسان نسبت به سایر موجودات می دانند در صورتیکه این صفت (نطق) مخصوص انسان نیست زیرا بسیاری از حیوانات از این نعمت برخوردارند و به وسیله اصوات خاصی مقاصد خود را بروز می دهند .

قرآن نیز برای پرندگان (طیور) و بعضی از حیوانات نطق و گفتار قائل است چنانکه می فرماید : « و سلیمان وارث ملک داوود گشت و به مردم گفت : ای مردم ! خداوند ما را زبان مرغان آموخته و از هرگونه نعمت برخوردار کرده اند ، که این فضیلت آشکاری است » « نمل / ۱۶ )

حضرت علی نیز به ابن عباس فرمودند : « خداوند زبان پرندگان را به ما آموخت همان گونه که به سلیمان بن داوود آموخت .{همچنین} زبان هر جنبنده ای را در خشکی و دریا { به ما تعلیم داد } »

مورچگان نیز دارای نطق هستند و سخن می گویند همان گونه که قرآن می فرماید : « {لشکریان سلیمان} تا به سرزمین مورچگان رسیدند ، مورچه ای گفت : ای مورچگان به لانه ها خود بروید ، مبادا سلیمان و سپاهش ندانسته شما را پایمال کنند » « نمل / ۱۸ »
پس دیدیم سخن گفتن مخصوص انسان نیست و شامل همه موجودات و حتی اعضا و جوارح انسان نیز می شود چنانکه در روز محشر اعضا و جوارح انسان به سخن آمده و در مورد اعمال انسان شهادت می دهند .

نکته :
اگر چه فیلسوفان نطق را در انسان مظهر تعقل و تفکر می دانند و به این لحاظ آن را فصل ممیز انسان می شمارند اما بهتر است ما از مکتب وحی بیاموزیم و بیان را به جای نطق انتخاب کنیم زیرا در واژه بیان نکته ای وجود دارد که در نطق نیست .
بیان یعنی آشکار کردن ، و به سخن گفتن انسان از آن جهت بیان گفته می شود که آنچه در باطن انسان است به وسیله سخن آشکار می شود . اگر قوه تعقل و تفکر نبود انسان نمی توانست تمام خواستها و نیازهای خود را ابراز دارد و قادر نبود احساسات و تجربیات خود را جمع بندی کند و به صورت مطالب منظم و قابل درک برای دیگران اظهار نماید .

پس بیان از دو جهت اهمیت دارد :

۱- آنکه انسان آنچه را در درون دارد به وسیله زبان ابراز می کند و حیوانات قطعا فاقد چنین قدرتی هستند .

۲- آنکه قوه بیان بیانگر قوه تفکر در انسان است و بی جهت نیست که خداوند متعال پس از تعلیم قرآن و آفرینش انسان تعلیم بیان را گوشزد می کند و می فرماید :
« الرحمن علم القرآن خلق الانسان علمه البیان » « رحمن – ۱-۴ » « خداوند رحمان قرآن را آموخت انسان را آفرید و به او بیان تعلیم داد »

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 17:21  توسط محب | 

معیار صغیره بودن و کبیره بودن گناه بصورت علمی در دین به قبح فاعلی آن بستگی دارد اما چون زیاد این قسمت را خودم توانی برای فهماندن آن ندارم از آن می گذرم فقط خلاصه اینکه به انگیزه فرد و همچنین اثرات فردی و اجتماعی بستگی دارد .

 

اما بهترین راه برای شناخت کبیره از صغیره همان است که در اخبار معصومین (ع) آمده است : هر گناهی که با شدت از آن منع شده و در کلام خداوند متعال و یا پیامبر اعظم (ص) بر آن به آتش دوزخ تهدید شده باشد « کبیره » و غیر از آن « صغیره » محسوب می شود .

در تعداد گناهان کبیره اختلاف است بعضی آن را هفت ، برخی هفتاد و جمعی تا هفصد شمرده اند.

 

مرحوم شهید ثانی در شرح لمعه با ذکر بهترین معیار برای شناخت گناهان کبیره و صغیره ( که در فوق بیان شد ) گناهان کبیره و صغیره را به این شکل بر می شمارد :

« نا امیدی از رحمت خدا ، امن از مکر خدا ، قتل نفس ، عقوق والدین (عاق پدر و مادر ) قذف مومن (سنگسار کردن مومن) ، خوردن مال یتیم بدون مجوز شرعی ، فرار از جنگ ، ربا خواری ، سِحر ، کهانت ( غیب گویی ) ، زنا ، لواط ، دزدی به ویژه دزدی از غنیمت جنگی ، قسم دروغ ، ترک فرایض ( نماز و زکات و روزه و تاخیر در حج از اولین سال استطاعت بدون عذر ) ، شهادت دروغ ، کتمان شهادت ، شرب مسکرات ، بیعت شکنی و عهد شکنی چه با خدا و چه با خلق خدا ، قطع رحم ، تعرب پس از هجرت ( برگشت به عرب جاهلی ) ، دروغ بستن به خدا و پیامبر و ائمه ، غیبت و تهمت و گفته اند ترک جمیع سنن و مستحبات ، منع زیاده آب از رهگذران در صورت عدم نیاز به آن ، احتراز نکردن از ترشح ادرار ، ارتکبا اعمال و رفتاری که موجب شود دیگران به پدر و مادرش فحش بدهند ، اضرار در وصیت ( یعنی به گونه ای وصیت کند که حق وارثان را ضایع سازد ) ، نارضایتی نسبت به قضای الهی و اعتراض به قدر او _ به عقیده بعضی از علما - ، تکبر ، حسادت ، دسمنی با مومنان ، الحاد در مکه و مدینه ، سخن چینی و سعایت ، قطع اعضای مومن بدون مجوز شرعی ، خوردن گوشت مردار و سایر نجاسات ، قوادی ( واسطه و دلالی عمل منافی عفت ) اصرار بر گناهان صغیره .

امر به منکر و نهی از معروف ، دروغ ، خلف وعده ، خیانت ، لعن مومنان و فحس به آنان ، آزار مومنان ، تنبیه خدمتکار بیش از مقدار لازم ، منع نیازمندان از آب مباح ، سد معابر عمومی ، تضییع حقوق خانواده و همسر ، تعصب بیجا ، ظلم ، عذر و بی وفایی ، نفاق و دورویی ، تحقیر مومنان ، پی گیری عیوب مومنان ، سرزنش و افترا بستن به مومنان ، سوء ظن ، ترساندن مومن ، کم فروشی , ترک امر به معروف و نهی از منکر ، نشستن در مجالس فساق و فجار به ویژه شرب خمر بدون اجبار و اکراه ، بدعت در دین و همنشینی با اهل بدعت ، کوچک شمردن گناه ، قمار بازی ، خوردن چیز حرام .

سپس می فرماید : ( از امر به منکر تا به آخر گناهانی که بر شمردیم کبیره بودن آنها به طور احتمال است نه به طور قطع و الله یعلم )

 

تذکر :

 

بهترین راه برای کسب فضایل اخلاقی ، مخالفت با هوای نفس و ترک گناه است و اسلام علاوه بر اینکه از ارتکاب به گناه و معصیت جلوگیری کرده حتی از فکر و اندیشه گناه نیز مردم را بر حذر داشته است . چرا که اندیشه گناه ، پاکی و صفای قلب را از بین می برد و انسان را به ارتکاب آن وا می دارد .

حضرت علی (ع) می فرماید : « کسی که در مورد گناهان زیاد فکر کند ، گناهان او را به صوی خود می کشند . »

و نیز فرمود : « فرو رفتن و تفکر در مورد چیزی ، سر آغاز وجود و پیدایش آن چیز است »

 

از این رو حضرت مسیح به پیروان خور فرمود : « موسی بن عمران به شما دستور داد زنا نکنید ، اما من به شما سفارش می کنم فکر زنا هم نکنید ، زیرا کسی که به زنا بیندیشد مانند کسی است که در اطاق زیبا و رنگ آمیزی شده ای آتش روشن کند . که در این صورت ، هر چند ممکن است خانه در آتش نسوزد لکن دست کم دود آن را سیاه و خراب می کند . »

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 16:6  توسط محب | 

گناهان

 

گرچه تمام گناهان از آن جهت که تمرد از دستور خداوندتعالی است ، بزرگ است اما با توجه به خصوصیات ذاتی و تبعات مختلف و آثار گوناگونی که در آنها وجود دارد می توان حدس زد که تمام گناهان با هم برابر نیستند . مثلا در نگاه به نامحرم شدت گناه کمتر از زنا است.

گناهان از آن جهت که مخالفت و سرپیچی از دستورهای پروردگار محسوب می شود بسیار زشت و ناپسند است و هیچ گناهی از این لحاظ کوچک نیست چنانکه کسی نافرمانی خدا را کوچک بشمارد مرتکب گناهی بس عظیم شده .

 

امام علی (ع) می فرماید: « شدیدترین گناه آن است که صاحبش آن را کوچک بشمارد »

 

نکته :

نخست آنکه گناهان قرقگاه الهی ( منطقه ممنوعه ) است . کسانی که می خواهند از ورود به این منطقه احتراز (دوری) کنند باید از نزدیک شدن به آن نیز اجتناب ورزند .

چنانکه خداوند می فرماید : « .... اینها حدود و مرزهای خداوند است پس به آن نزدیک نشوید . » « بقره/۱۸۷»

یا می فرماید : « .... اینها حدود الهی است ، از آنها تجاوز نکنید » « بقره / ۲۲۹»

و یا در آیه ای دیگر می فرماید : « به زنا نزدیک نشوید { یعنی در اطراف زنا از قبیل نگاه و ملامسه و عوامل شهوت انگیز وارد نشوید } که آن {زنا} عملی زشت و راهی نا درست است » « اسراء / ۳۲»

 

دوم عدم اصرار بر گناه است . یعنی گناه هر چند کوچک باشد مومن باید از آن دوری کند و اگر در اثر طغیان یا در اثر کوچک شمردن گناه مرتکب گناهی شود باید بی درنگ خدا را یاد کند و با اشک ندامت و آب توبه خود را شستشو دهد .

 

چنانکه خداوند متعال می فرماید : «صاحبان تقوا آنهایی هستند که اگر کار بسیار زشتی انجام دهند {:گناه کبیره} یا به خود ستم روا دارند {:گناه صغیره} بی درنگ خدا را یاد کنند و از او آمرزش بخواهند – و آیا کسی جز او آمرزنده است ؟ - و اینان با علم و آگاهی بر گناه اصرار نمی ورزند .» « آل عمران / ۱۳۵»

 

امیر المومنین (ع) می فرماید : « گناه کم را کوچک نشمارید ، زیرا گناهان کوچک به حساب شما نوشته می شود ، که در اثر تکرار و اصرا ، به گناهان بزرگ بر می گردد »

 

سرانجام شوم اصرار بر گناه

 

اصرار بر گناه ممکن است انسان را به مرز کفر و الحاد بکشاند ، چنانکه خدای تعالی می فرماید : « سرانجام آنها که به گناه اصرار می ورزند به تکذیب آیات خدا و مسخره کردن آن می رسد » « روم / ۱۰ »

 

چرا اصرا بر گناه چنین سرانجامی را در پی دارد ؟

زیرا اصرار بر گناه قلب آدمی را فاسد می کند . امام صادق می فرمایند : « پدرم امام باقر فرمود : هیچ چیز برای قلب زیانبارتر از گناه نیست چه آنکه قلب با گناه می آمیزد و با آن گلاویز می شود تا بالاخره گناه بر قلب چیره شده و ان را وارونه می سازد . »

 

امام صادق در حدیثی دیگر می فرماید : « گناه انسان را از عبادت و تهجد محروم می سازد و لذت مناجات با خدا را از او سلب می کند و تأثیر گناه از کارد برنده سریع تر است . »

 

و نیز می فرماید : « هر گاه خداوند عز و جل برای بنده ای خوبی بخواهد کیفر او را در دنیا جلو می اندازد و چنانچه بدی او را بخواهد به او مهلت می دهد تا در روز قیامت به طور کامل کیفر شود . »

این کلام مضمون آیه شریفه ۱۷۸سوره آل عمران است :

« آنها که کافر شدند { و راه طغیان پیش گرفتند } تصور نکنند اگر به آنان مهلت می دهیم به سود آنها است ما به آنها مهلت می دهیم که بر گناهان خود بیفزایند و عذاب خوار کننده ای برای آنها است . »

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 12:3  توسط محب | 

هشتمین نقطه از نقاط آغاز ، ترک محرمات است . یعنی همان گونه که در تربیت و سالم سازی بدن از انجام بعضی امور و خوردن پاره ای از خوردنیها باید پرهیز کرد ، در تربیت و تهذیب نفس نیز از انجام برخی کارها و استفاده از بعضی غذا ها باید اجتناب ورزید .

 

قطب راوندی از امام باقر نقل می کند که فرمودند : « شگفتا که مردم از ترس بیماری در خوردن غذا احتیاط و امساک می کنند ولی از بیم آتش دوزخ از گناه خودداری نمی کنند .»

 

حضرت علی (ع) می فرماید : « در ترک گناه با نفس خویش دست و پنجه نرم کنید تا کشاندن آن به سوی طاعات و عبادات بر شما آسان شود .»

 

این دست و پنجه نرم کردن در فرهنگ اسلامی به تقوا تعبیر می شود و اساس تمام ارزشهای اسلامی و انسانی است و هیچ عمل و کوششی بدون آن ارزش ندارد و در نزد خداوند مقبول نیست . چنانکه می فرماید : « خداوند تنها از کسانی که دارای تقوا باشند می پذیرد »

 

امام باقر (ع) نیز می فرمایند : « سخت ترین عبادت ها پرهیزکاری است »

 

مفضل بن عمر می گوید : در خدمت امام صادق (ع) سخن از اعمال به میان آمد ، عرض کردم من در مقام عمل بسیار ضعیفم و سستم .  حضرت فرمود : آرام باش و از خدا آمرزش بخواه . یعنی این اندازه تا امید مباش . سپس فرمود : بی گمان عمل اندکی که همراه با تقوا باشد بهتر است از عمل فراوانی که خالی از اقوا باشد .   مفضل می گوید : عرض کردم چگونه ممکن است کسی دارای این همه عمل خوب باشد ولی تقوا نداشته باشد ؟

امام فرمودند : آری می شود ، همانند افرادی که اطعام می کنند و با همسایگان مهربانند و در خانه آنها بر روی مردم باز است ، اما در اولین برخورد با گناه عنان از دست می دهند و به نافرمانی و عصیان می پردازند ولی کسانی هم هستند که توفیق انجام این گونه خدمات و نیکوکاری را ندارند ، اما در برخورد با گناه خویشتن دارند و خود را از آلودگی حفظ می کنند .»

 

ادامه دارد ....

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 16:54  توسط محب | 

همانگونه که در سفرهای دنیوی رفیق خوب و یار وفادار و صادق نقش حساس و مفیدی در رفع مشکلات سفر دارد , در سفرهای معنوی نیز رفیق خوب بسیار ضروری و موثر است .

حضرت موسی (ع) هنگامی که برای هدایت و نجات بنی اسرائیل از دست فرعون به رسالت مبعوث می شود از پیشگاه خداوند تقاضا می کند :

« خدایا ! من در انجام مأموریت به کمک نیازمندم , برادرم هارون را وزیر و یار و مددکار من قرار ده و در کار من شریکش گردان و پشت مرا به او محکم کن تا تو را بسیار تسبیح گوییم و تو را فراوان یاد کنیم .» « طه / ۲۹-۳۴ »

 

و در آیه دیگر می فرماید :

                      « ای مومنان تقوا پیشه سازید و با صادقان همراه باشید .» « توبه / ۱۱۹»

 

امیرالمومنین (ع) به فرزندش توصیه می فرماید :

« پیش از مسافرت از خصوصیات اخلاقی و سوابق رفیق راهت پرس و جو کن و پیش از خرید خانه همسایه ات را بشناس .»

 

و نیز فرمود :

« غریب کسی است که دوستی نداشته باشد . »

 

بهترین دوستان آنهایی هستند که مشمول رحمت و نعمت الهی واقع شده و آنها چهار گروهند  که در آیه زیر توصیف شده اند :

« آنان که خدا و رسول را فرمان برند با پیامبران و صدیقان و شهیدان و صالحان خواهند بود , و اینان چه خوب رفیقانی هستند . » « نساء/۶۹ »

 

شاعر می گوید :

 دوست دانا چو زرین کاسه ای است               نشکند گر بشکند باید نگاهش داشتن

دوست نادان سفالین کاسه ای است              بشکند گر نشکند باید به دور انداختن

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 11:42  توسط محب | 

کسی که در راه خدا قدم بر می دارد پیش از شروع هر کاری باید آن را بشناسد و وظیفه و حکم شرع ( دین ) را درباره آن بداند تا رفتار و کردار خویش را با موازین شریعت (دین) منطبق سازد . پس بر همه لازم است احکام دینی خود را به اندازه ضرورت و نیاز (تقلیدا و اجتهادا) بدانند .

 

از امام صادق (ع) درباره معنی این آیه که می فرماید « برای خدا دلیل رسا {و قاطع} است » سوال شد , فرمود : خداوند در روز رستاخیز به بنده گنهکار خود می گوید : بنده من ! چرا تکالیف خود را خوب انجام ندادی ؟

آیا میدانستی و گناه کردی ؟  اگر بگوید آری , می فرماید : چرا به آنچه میدانستی عمل نکردی ؟ و اگر بگوید نمی دانستم , می گوید : چرا یاد نگرفتی تا عمل کنی ؟ ....

 

 ((توضیح محب :

سخن بالا به نظر من برای کسانی است که امکانات آموزشی ( کتاب , رساله , رادیو و تلوزیون , اینترنت و .... ) در اختیار داشته و نیاموخته اند و تکلیف از کسانی که این امکانات را نداشته اند برداشته می شود .

اما حدیثش را نمیدانم ولی یادم هست که این مطلب را بارها از زبان خطبا شنیده ام ))

 

نتیجه آنکه عبادت و بندگی خداوند با دو شرط تحقق پیدا می کند : یکی محبت و دیگری اطاعت و اطاعت بدون آگاهی از خواسته های خداوند متعال منجر به رضای او نمی شود .  پس آنها که از خود چیزی می تراشند و پیش خود مطالبی را سر هم می کنند و به عنوان عبادت و اطاعت انجام می دهند (از خود فتوا در می کنند بدون این که بدانند مرجعشان چه گفته ) آنها بنده خویشند نه بنده خدا ؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 10:13  توسط محب | 

تولی و تبری بدین معناست که انسان باید خوبیها و خوبها را دوست بدارد و با کژیها در ستیز باشد .

 

مگر نه این است که خداوند متعال در وصف پیروان راستین حضرت محمد (ص) فرموده است : « محمد پیامبر خدا و پیروانش با کافران سخت در ستیزند و نسبت به یکدیگر رحیم و مهربان ..... » «فتح / ۲۹»

 

و نیز می فرماید :

« نمی یابی گروهی را که به خدا و روز جزا ایمان داشته باشند ولی با مخالفان خدا و رسول او دوستی کنند , گرچه آن مخالفان پدران یا پسران یا برادران یا خویشاوندانشان باشند . خدا در دل  آنان ایمان را رقم زده و به روحی از جانب خویش نیرومندشان ساخته است » « مجادله / ۲۲ »

 

و نیز می فرماید :

« ای مومنان ! دشمنان من و دشمنان خود را به ولایت نگیرید که با ایشان طرح دوستی و محبت افکنید در صورتی که آنها به این حقیقت که برای شما آمده کفر می ورزند ..... » « ممتحنه / ۱ »

 

بنابراین , مومن متعهد باید هم جاذبه داشته باشد و هم دافعه . کسانی که می خواهند پیش همه محبوب باشند منافق اند . در این باره در احادیث نیز تأکید فراوان دیده می شود .

 

در حدیثی از رسول خدا آمده است که به یکی از صحابه فرمود :

« ای بنده خدا ! دوستی و دشمنی خود را برای خدا و در راه او قرار ده , موالات و معاداتت باید در این راستا باشد , زیرا جز از این طریق به ولایت «الله» نمی توان رسید و جز از این راه کسی طعم ایمان را نخواهد چشید , هرچند که نماز و روزه اش فراوان باشد . امروزه بیشترین انگیزه برای دوستی ها و دشمنی ها اغراض دنیوی است و این گونه اغراض در پیشگاه خدا هیچ ارزشی ندارد .  آن صحابی پرسید : چگونه می توانیم بفهمیم که دوستی و دشمنی ما برای خداست و از کجا می توان فهمید ولی خدا کیست  تا او را دوست بداریم و از کجا بدانیم دشمن خدا کیست تا او را دشمن بداریم ؟

رسول خدا به حضرت علی اشاره کرد و فرمود : دوست این , دوست خدا و دشمنش دشمن خداست . پس دوست او را دوست بدار هرچند قاتل پدر و فرزندت باشد و دشمن او را دشمن بدار هرچند پدر و فرزندت باشد. »

 

یکی از امتیازات انصار که قرآن آن را مورد ستایش قرار می دهد آن است که آنها مهاجران را به خاطر ایمانشان دوست می داشتند و در این راه از هیچ چیز مضایقه نکردند , بطوریکه خانه های خود را با قلبی آکنده از ایمان و صفا و صمیمیت آماده ساختند و با آغوش باز به استقبال آنان شتافتند و از آنها به گرمی پذیرایی کردند .

 

پس باید بکوشیم تا دوستیمان در راه او و دشمنیمان برای او باشد .

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 19:0  توسط محب | 

امام صادق فرمودند :

           « فکر و اندیشه , آینه خوبیها و پوشاننده بدیها و روشنی بخش دلها و موجب خوش خویی و سعه صدر می شود . به وسیله تفکر , انسان به صلاح روز رستاخیز و پایان کارش آگاه می شود و بر علم و دانشش افزوده می گردد و هیچ عبادتی بالاتر از تفکر نیست . رسولخدا فرمود: یک ساعت تفکر بهتر از یک سال عبادت است و تنها کسانی به این مقام می رسند که خداوند آنان را به نور معرفت و توحید ویژگی داده باشد .»

 

تفکر انسان را از مرحله احساس به مرحله تعقل می رساند و از مرتبه حیوانی به مقام انسانی سوق میدهد . تفکر روح ماورائی انسان را بیدار می سازد و آن را به پرواز وا میدارد .

 

امیرالمومنین فرمود :

                         « خوشا به حال کسی که دلش را با فکر و زبانش را با ذکر مشغول کند .»

 

امام هشتم هم می فرمایند :

    « عبادت آن نیست که انسان فراوان نماز گزارد و فراوان روزه بگیرد بلکه تفکر در امر خداوند عز و جل است .»

+ نوشته شده در  جمعه سی ام تیر 1385ساعت 17:22  توسط محب | 

تذکر یعنی انسان باید همیشه به یاد خدا باشد و هیچگاه مسئولیت و بندگی خویش را در برابر پروردگار متعال فراموش نکند , زیرا هر کس خدا را فراموش کرده و از خود بیگانه شده در وادی غفلت سرگردان خواهد شد .

 

«و لا تکونوا کالذین نسوا الله فأنسیهم انفسهم» «حشر / ۱۹»

« همانند کسانی که خدا را فراموش کرده اند مباشید که در نتیجه خدا سما را به خود فراموشی گرفتار خواهد کرد ( یعنی گرفتار بیماری از خود بیگانگی می شوید ) »

 

امیر المومنین می فرماید :

                                   «دائما به یاد خدا باشید که بهترین ذکرها است .»

و نیز می فرماید :

                                   « یاد خدا داروی بیماریهای نفوس است . »

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 11:28  توسط محب | 

دومین گام یقظه است یعنی بیداری از خواب غفلت و احساس مسئولیت به اینکه در این جهان با عظمت انسان بیهوده آفریده نشده است . که فرمود :

«اَفَحَسِبتُم أَنََّما خَلَقناکُم عَبَثا و اَنَّکُم إِلَینا لا تَرجِعون » «مومنون / ۱۱۵»

« آیا گمان می کنید ما شما را بیهوده آفریدیم و شما به سوی ما باز نمی گردید ؟

 

ولی افسوس بسیاری از مردم تا دم مرگ از خواب غفلت بیدار نمی شوند . لکن چه فایده که هوشیاری پس از مرگ تنها موجب ندامت و حسرت است و خداوند متعال انسانها را از چنین روزی بیم می دهد آنجا که می فرماید :

 

« وَ اَنذِرهُم یَومَ الحَسرَهِ اِذ قُضیَ الاُمورهم فی غفلته ... »«مریم / ۳۹ »

« بیم ده آنان را از روز حسرت آن هنگام که کار از کار گذشته و آنها در غفلت فرو رفته اند . .....»

 

پس ای دوست تا دیر نشده از خواب بیدار شویم و راه آخرت در پیش گیریم که فردا دیر است و پیک مرگ به ناگاه فرا می رسد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 21:9  توسط محب | 

از آنجا که دانشمندان علم اخلاق , هدف نهایی این علم را تهذیب نفس و خوشبختی و سعادت انسان می دانند و رسیدن به این هدف امکان ندارد جز از راه خودشناسی, از این رو , توجه شما را به اهمیت این موضوع از دیدگاه اسلام جلب می کنیم .

لیکن قبل از شروع بحث این سوال مطرح می شود که کدام نفس است که معرفت آن مقذمه تهذیب و تزکیه و وسیله شناخت پروردگار متعال است ؟

نفخه الهی ؟ نفس مُلهَمَه ( الهام کننده) ؟ نفس اماره ؟ نفس لوّامه ( سرزنشگر ) ؟ نفس مطمئنه ؟

نفس فانیه (فنا شونده) ؟ فطره الله ؟

    پاسخ این است که مقصود همه آنهاست , یعنی آن مجموعه ای که شخصیت انسان را می سازد.

 

در این جا ذکر این نکته لازم است که انسانها در وجدان ناخود آگاه خویش از این معرفت (خودشناسی) کم و بیش بی بهره نیستند که خداوند فرمود : « فطره الله التی فطر الناس لا یعلمون » یعنی بیشتر مردم آگاهی وجدان احساس فطری خویش ندارند , و به اصطلاح علم به علم ندارند.

بدیهی است آنچه موضوع تکلیف و منشا ثواب و عقلب است معرفت تفضیلی و آگاهانه است و به عبارت دیگر آنچه مهم است آگاهانه در این راه گام نهادن و خود را بازیافتن است .

 

روایات خودشناسی

 

تعبیراتی جالب در اهمیت خود شناسی از معصومین (ع):

 

پیامبر اکرم (ص) :

                         « مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَفَ رَبَّه »

 

                                                                  « کسی که خود را شناخت خدای خود را شناخته است »

 

حصرت علی (ع) :

« اَفضَلُ المَعرفَه الاِنسانِ نَفسَه »

                                       « برترین معرفت آن است که انسان نفس خود را بشناسد »

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 8:0  توسط محب | 

 

۱- معرفه النفس (خودشناسی و خدا شناسی)             ۲- تفظه ( خود آگاهی و احساس مسئولیت)

۳- تذکر ( خدا آگاهی )                                            ۴- تفکر و تدبر ( سیر در آفاق و انفس )

۵- حب و بغض فی الله ( تولی و تبری )                         ۶- علم به شرایع و احکام

۷- انتخاب رفیق صدیق و دوری از افراد ناصالح                  ۸- پرهیز از محرمات (دوری از گناه و معصیت)

۸- توبه و استغفار                                                   ۱۰- ادای فرایض و واجبات

۱۱- التزام عملی به نوافل و مستحبات و ترک مکروهات      ۱۲- مرابطه , مراقبه,محاسبه,معاقبه

۱۳- نیت , اخلاص, پرهیز از شرک و ریا و نفاق                 ۱۴- ریاضت و مجاهدت با نفس

۱۵- نظم و انضباط و تقسیم اوقات                                ۱۶- غنیمت شمردن فرصتها

۱۷- خدمت به بندگان خدا                                          ۱۸- توکل و اعتماد بر خداوند

۱۹- حسن سلوک و خوش رفتاری با مردم                      ۲۰- زهد

۲۱- قناعت

 

البته هر یک از این نقاط خوددارای مراتب و مراحلی است که نسبت به اشخاص و افراد و شرایط , شدت و ضعف پیدا می کند که شرح آن مجالی دیگر می خواهد . ولی اجمالا باید دانست که مصادیق واجب و محرام و مستحب و مکروه و مباح برای همه یکسان نیست چه بسا عملی برای فردی مستحب و برای دیگری واجب باشد.

مانند تهجد و شب زنده داری که برای مردم مستحب موکد و برای پیامبر واجب بود.

و نیز باید توجه داشت که ترتیب و طبقه بندی مذکور بر حسب برداشت و ملاحظاتی است که نویسنده کتاب مذکور در نظر داشته است و می تواند ترتیبی دیگر نیز داشته باشد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 10:10  توسط محب | 

در پاسخ به این پرسش که چگونه انسان می تواند خود را تهذیب کند باید به چند نکته اساسی توجه کرد.

 

۱- چنانکه در تربیت و سلامت بدن ریاضت و ورزش لازم است در خودسازی و تهذیب نیز ریاضت و جهاد با نفس ضرورت دارد.

 

۲- همان گونه که در تربیت جسم از اندک شروع کرده و به تدریج بالا می روند در تربیت روح نیز باید از اندک شروع کرد و به تدریج به مراحل بالا و بالاتر رسید.

پیامبر اسلام فرموده است : « به راستی این دین استوار و پابرجا است , با مدارا در آن وارد شوید و بندگان خدا را به زور وادار به عبادت نکنید, پس مانند سوار وامانده ای خواهید شد که نه راه را طی کرده و نه مرکب را سالم نگه داشته است » « اصول کافی ج ۲/ ص ۸۶»

و نیز امام صادق (ع) فرمود : « من در نوجوانی بیش از اندازه عبادت می کردم . پدرم به من فرمود پسرم ! بیش از توان خود عبادت می کنی , خداوند عز و جل اگر بنده ای را دوست بدارد با عبادت اندک از او خشنود می شود .»« همان منبع »

 

۳- چنانکه در ورزش بدنی , تداوم و استمرار لازم است در ریاضت نفسانی نیز تداوم شرط است

 که خداوند تعالی فرموده « آنانکه می گویند پروردگار ما خدای یکتا است و سپس بر این گفتار استوار و پا برجا باقی بمانند فرشتگان بر آنها فرود آیند و به آنها گویند نترسید و اندوهگین نباشید .....»«فصلت/۲۰»

و از امام باقر نقل شده است : « محبوب ترین کار نزد خدای عزوجل آن است که انسان بر آن مداومت کند هر چند اندک و ناچیز باشد .»«اصول کافی ج۲/ص۸۲»

از احادیث بر می آید که کمترین مدت برای مداومت یک سال است .چنانکه امام صادق (ع) می فرمایند :« هنگامی که انسان کاری را شروع می کند باید تا یک سال آن را ادامه دهد .« همان »

 

۴- چنانکه در سلامت جسم , فعل و ترک (دارو و پرهیز) هر دو با هم موثر است در سلامت و تهذیب روح نیز فعل و ترک هر دو لازم است .

مانند ادای واجبات و ترک محرمات , تولی و تبری , و این باید ادامه یابد زیرا بدون آن هیچ  عملی پذیرفته نیست و آنها که صالح و طالح ( بدکار و ناصالح) و بد و خوب را با هم مخلوط می کنند راه به جایی نمی برند . چنانکه خداوند فرمود : « خداوند تنها از اهل تقوا می پذیرد » «مائده/۲۷»

 

۵- مهمترین چیزی که در جمیع مراحل باید رعایت شود حضور قلب و اخلاص است .

همان گونه که در ورزشهای جسمانی تمرکز اراده موثر است در عبادات شرعی و ریاضتهای نفسانی و نیز تمرکز اراده و اخلاص در نیس و حضور قلب نقش اساسی را ایفا می کند .

خداوند متعال در قرآن کریم مکرر بر این نکته تأکید دارد چنانکه می فرماید : « به آنها دستوری داده نشده بود جز اینکه خدا را با کمال اخلاص پرستش کنند .»« بینه/۵ »

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 13:3  توسط محب | 

اخلاق :

کلمه اخلاق جمع خُلق و آن شکل درونی انسان است.

غرایز و ملکات و ثفات روحی و باطنی که در انسان است اخلاق نمایده می شود .

و به اعمال و رفتاری که از این خلقیات ناشی گردد نیز اخلاق با رفتار اخلاقی می گویند .

آنچه به عمل جنبه اخلاقی می بخشد بار ارزشی آن است نه حیثیت عینی و علمی آن , و لذا ممکن است فردی دارای فضایل فراورانی باشد بی آنکه بتواند از نظر علمی برای فصیلت و کرامت تعریفی منطقی ارائه دهد , و برعکس , امکان دارد کسی اصطلاحات علمی را خوب بداند ولی از فصیلت و نورانیت بی بهره باشد.

 

امیرالمومنین می فرمایند :

 

(( رُبَّ عالمٍ قَد قَتَلَهُ جَهلُهُ وَ عِلمُهُ مَعَه لا یَنفَعُه ))

 

چه بسا دانایی که جهل و نادانی اش او را هلاک می کند و علم و دانشش به جان او سودی ندارد.

این جهل همان کمبودهای اخلاقی و انسانی است که عالم را نابود می کند. بنابراین اخلاق محک فضیلت و رضیلت است.

اگر عدالت در علم اخلاق مورد بحث قرار می گیرد  از آن لحاظ که یک ارزش است درباره آن گفتگو می شود , نه به لحاظ آنکه یک نکلیف است . یعنی عدالت به عنوان فضیلت و کرامت در علم اخلاق وارد می شود ولی در علم فقه و حقوق به عنوان یک تکلیف حقوقی و اجتماعی مورد توجه قرار می گیرد .

 

فضایل اخلاقی زیربنای فطری دارد. چه بسا افرادی که الزام و تکلیف برای آنان غیر قابل تحمل است ولی کمتر کسی وجود دارد که بدون اخلاق و بدون تعهد اخلاقی بتواند در دنیا زندگی کند . حتی افرادی که به حسب ظاهر اخلاق را منکرند به شدت از آزادی و کرامت خود دفاع می کنند و ازتجاوز به آن اکراه دارند و اگر خود نسبت به عهد و پیمانی که بسته اند وفادار نیستند ولی انتظار دارند دیگران نسبت به عهد و پیمانشان وفادار باشند.

اینگونه افراد با اینکه منکر اخلاق و فضایل اخلاقی هستند ولی هیچگاه برتری جویی را بر خود نمی پذیرند . اینان دوست دارند فرزندانشان خوب از آب درآیند و در میان مردم به خوبی شناخته شوند و نیز دوست دارند که دولت و فرمانروایانشان عادل و همسایگانشان صالح و مهربان و امین باشند . این گونه امور بهترین دلیل بر فطری بودن ارزشهای اخلاقی است .

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 17:15  توسط محب | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
این وبلاگ سعی در تغییر افکار و رفتار خوانندگان و نویسنده و یادآوری ارزشهای والای انسانی و اسلامی دارد.


پس اگر به این گونه مطالب علاقه داشتید می توانید با عضویت در وبلاگ با هر به روزرسانی از مطالب جدید آن بهره مند شوید.

جالب بودند
تصمیم مخالف قانون و هوشمندانه دولت
مفاتیح الجنان روی تلفن همراه
حمایت پوتین از مسلمانان
روش زندگی و ارتباط مورچه ها
رکورد جدید استان یزد در کنکور 86
ویژگی روانی رنگها
بوی ماه مهر ، ماه مهربان
اولين مسلمان "روزه‌دار" به فضا مي‌رود
کلید نجات
راههای اطلاع از اوقات شرعی
خاطره های جالب
نوشته های پیشین
مهر 1388
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
آرشیو موضوعی
اخلاق
نکته هایی از قرآن
غیبت
شخصی
صبر
عیب زدایی و عیب جویی
رفتار
دروغ
فهرست مطالب
سخن چینی
استهزا،
پیوندها
آسمان یکرنگی
آیت الله فاضل لنکرانی
آیت الله مکارم شیرازی
اوقات شرعی
بخاري
بهـــار نـــو
پــــاورقـــی
پرسشهای مهم پاسخهای کوتاه
پــنــدار
تــاج بندگی
تـبـیــــان
تـرنــم
تفسیر نمونه
تفسیر نـــور
تفکر ، دریچه ای بسوی هستی
تـــوپ
جـوان ایـرانـی
خبرگزاریهای ایران
درسهایی از قرآن(محسن قرائتی)
دنیـــــا
رهـــــا
سایتهای دولتی
سید محمد خاتمی
سین جیم های اخلاقی
شبهای روشن
شهید مرتضی مطهری
فرهنگ صنعتی
کتــــاب
کشکول
لیست وبلاگهای به روز شده
مکارم الاخلاق
موسسه حسابداری نورافشان شمس
واحد پاسخ به سوالات دینی
واحد فراهم آوری اعضای پیوندی
وبلاگها و سایتهای یزدی
وب نوشت
وروجـــک
همه چیز در مورد شیطان
همه چیز در مورد صلوات
یزدســـتان





Powered by WebGozar

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM