![]() |
![]() |
|
| تمرین و یادگیری اخلاق انسانی و اسلامی |
|
بحث دیگری که قابل بررسی می باشد این است که آیا انسان می تواند به دیگران اجازه دهد که از او غیبت کنند و به طور کلی بگوید : هر کس مرا غیبت کند از او راضی هستم ؟ پاسخ : اظهار رضایت از کسانی که غیبت انسان را کرده اند اگر مربوط به گذشته باشد اشکالی ندارد , همانگونه که حضرت زین العابدین (ع) به پیشگاه خدا عرض می کند : پروردگار من ! آن کس که در حق من بدی کرده و آنچه را تو نهی کرده ای درباره ام روا داشته و حرمت آنچه را که درباره من او را از آن بازداشتی نگاه نداشته و بی آنکه از من عذرخواهی کند از دنیا رفته و یا آنکه زنده است و حتی از من نزد اوست , پس گناهانش را بیامرز و مغفرت خود را از وی دریغ مدار . من از آنچه در حق من به ناحق ستم کرده گذشتم تو نیز او را ببخش. اما اجازه غیبت نسبت به آینده صحیح نیست زیرا اجازه گناه , خود گناه دیگری است و چون این کار نوعی آزاد گذاردن و تشویق کردن مردم به کار خلاف است , از نظر اسلام ممنوع می باشد و در حقیقت می توان گفت این گونه اجازه , حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال کردن است و با اینکه در دین مقدس اسلام حفظ آبروی انسان بر خود او واجب شمرده شده چگونه ممکن است به او اجازه دهد که دست دیگران را در هتک حرمتش باز بگذارد . « من که غیبت نمی کنم دارم صفت فلانی رو می گم .» حتماً عبارت بالا رو وقتی به کسی میگین آقا / خانم غیبت نکن در جواب شما داده باشن . در حالی که این عذر بدتر از گناه است . زیرا غیبت اظهار عیوبی است که در شخص وجود دارد نه عیبوبی که در او موجود نیست و آیات و روایاتی که در مذمت غیبت وارد شده مربوط به عیوبی است که در شخص وجود دارد که اگر عیبوبی باشد که در فرد نیست که به تهمت تبدیل خواهد شد . امام هفتم موسی بن جعفر (ع) فرمودند : « هر کس پشت سر مردی چیزی بگوید که در او هست و مردم همه می دانند غیبت نکرده و هر کس پشت سر کسی چیزی را بگوید که در او هست ولی مردم نمی دانند غیبتش را کرده و هر که پشت سر کسی چیزی بگوید که در او نیست به او بهتان (تهمت) زده است . » « اصول کافی / جلد ۲ص ۳۵۸حدیث ۶» و در حدیث دیگری از آن حضرت است که : « غیبت آن است که درباره برادرت چیزی را که خدا بر او پوشانده است بگویی . و اما چیزی که آشکار است مانند تندخویی و شتابزدگی { گفتن آن } غیبت نیست ، و بهتان آن است که در باره اش چیزی بگویی » « همان ، ۳۵۸حدیث ۷» |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 23:16 توسط محب |
|
|
حال که از همه ابعاد غیبت گفتیم لازم است که راه توبه و کفاره آن را نیز بیان کنیم . کفاره چیست ؟ کفاره یعنی عملی که آثار جرم و گناه را از بین می برد و زمینه آمرزش و عفو پروردگار را فراهم می سازد و طبیعی است کفاره هر گناه متناسب با آن گناه خواهد بود . غیبت از گناهانی است که دارای دو اثر منفی است : ۱- سرکشی و طغیان در برابر دستور الهی خوشبختانه خداوند متعال راه توبه و برگشت را به روی انسان ها گشوده است و انسان می تواند با توبه و استغفار گناهان گذشته خود را جبران کند . ۱- توبه: برای جبران سرکشی و طغیان در برابر دستور الهی دستور توبه آمده و آن چند شرط دارد: در کلامی از حضرت امیر المومنین به مردی که جلوی آن حضرت گفت : « استغفر الله » شرایط توبه آمده است امیر مومنان به کسی که در حضورش گفت : « استغفر الله » , فرمود : مادرت بر تو بگرید ! آیا می دانی استغفار یعنی چه ؟ استغفار مقام بلند مرتبگان است و آن یک کلمه است اما شش معنی و مرحله دارد : مرحله اول پشیمانی از گذشته است . مرحله دوم این است که برای همیشه تصمیم بگیری گرد آن گناه نگردی . مرحله سوم این است که حقوقی را که از مردم ضایع کرده ای به آنها بازگردانی بطوریکه در هنگام ملاقات با پروردگار حقی بر تو نباشد . مرحله چهارم اینکه هر واجبی که از تو فوت شده حق آن را به جای آوری ( قضا کنی ) مرحله پنجم آنکه گوشتهایی که در اثر حرام بر اندامت روییده با اندوه برگناه آب کنی تا چیزی باقی نماند و گوشت تازه ای به جای آن بروید مرحله ششم آنکه به همان اندازه که شیرینی معصیت و گناه را چشیدی زحمت طاعت را نیز بچشی , پس از انجام این مراحل می گویی استغفرالله « نهج البلاغه / حکمت ۴۰۹» ۲- طلب بخشش از کسی که مورد غیبت قرار گرفته اما در مورد دوم احادیث و روایات و نظر فقها به دو صورت وجود دارد یکی اینکه در بعضی احادیث آمده که باید حتماً نزد شخص بروی و از او حلالیت بخواهی و در بعضی گفته شده است که با دعا , استغفار , خواندن نماز و انجام کار نیک برای غیبت شونده , باعث شوی تا خدا توبه ات را بپذیرد . اگر بخواهیم که میانه را رعایت کنیم باید به طریق زیر عمل کنیم: چون در بعضی از موارد اگر به کسی بگویی که از تو غیبت کردم این امر باعث به وجود آمدن کینه و عداوت می شود باید از روش دوم یعنی خواندن نماز و دعا و استغفار عمل کنی اما اگر دیدی که طرف ظرفیت پذیرش و حلالیت را دارد باید از روش اول که طلب حلالیت حضوری است استفاده کنی . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 11:24 توسط محب |
|
|
اگر چه غیبت از گناهان کبیره به شمار می آید و در قرآن کریم و روایات به شدت نهی شده است اما مواردی است که استثناء قائل شده است و غیبت در آن موارد حرام نیست . اما تشخیص این مسئله بایستی با معیارهای معتبر همراه باشد زیرا احیانا اغراض شخصی یا وسوسه های شیطانی ممکن است در تشخیص آن دخیل گردد . مگر اینکه با احتیاط و با کمال واقع بینی و انصاف موارد را از یکدیگر تفکیک کرد و نسبت به موارد حلال و حرام آگاهی داشته باشد . با توجه به مطلب فوق به ذکر موارد استثنا در مورد غیبت می پردازیم . ۱- دادخواهی ۲- کمک خواستن برای جلوگیری از منکرات ۳- استفتاء ۴- غیبت جهت هشدار ۵- لقب مشهور ۶- غیبت در مقام مشورت ۷- غیبت بدعت گذار ۸- غیبت متجاهر به فسق جهت مشاهده توضیحات کامل بر روی ادامه مطلب کلیک کنید . ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 12:28 توسط محب |
|
|
عوامل و انگیزه هایی که شخص را به غیبت وا می دارد : ۱- همرنگی با دوستان کسانی که می خواهند تمام اقشار مردم از آنها راضی باشند و در دوران عمر خود حتی یک دشمن هم نداشته باشند در واقع افرادی چند چهره هستند . اینان برای اینکه رضایت دوستان خویش را جلب کنند همرنگ جماعت می شوند و به عیب جویی از دیگران می پردازند تا دوستان را از خود راضی کنند هر چند جلب رضایت آنان موجب غضب پروردگار باشد . ۲- تنزیه نفس یکی دیگر از عوامل غیبت , تنزیه نفس است ؛ یعنی انسان در مقام تبرئه خود از نسبتهایی که به او داده شده است پای دیگران را به میان بکشد تا این حد که مستقلا گناه را به دیگری نسبت دهد یا آنکه وی را شریک خود سازد . مثلا می گوید : این گناه منحصر به من نیست فلانی هم چنین کاری انجام داده است . ۳- مباهات برخی دیگر از مردم به خاطر مباهات و فخر فروشی مبتلا به غیبت می شوند ؛ یعنی برای اینکه اظهار وجود کنند و فضل و کمال خود را به رخ بکشند دیگران را کوچک می شمارند و از آنان بدگویی می کنند و با گفتن جملاتی از این قبیل که فلان کس چیزی نمی داند و چنین و چنان است با این هدف و انگیزه که خود را بهتر از او معرفی کند , به گفتن عیوب وی می پردازد , ولی از این نکته غفلت دارد که این گونه برخورد علاوه بر اینکه نظر مردم را جلب خداوند متعال می فرماید : « آیا ندیدی آنهایی را که خودستایی می کنند ؟ {این خود ستایی ارزش ندارد} بلکه خدا هر کس را که بخواهد می ستاید و کمترین ستمی به آنها نخواهد شد . » « نساء / ۴۹ » ۴- حسد یکی عذاب حسد و دیگری عذاب غیبت , که هر دو از گناهان کبیره اند . انسان حسود به خاطر اینکه خدا به دیگری نعمتی را ارزانی داشته است حسادت می ورزد که این حسادت موجب عذاب روحی او است و این عذاب در دنیا به پایان نمی رسد بلکه عذاب آخرت نیز بر عذاب او افزوده می گردد در نتیجه در دنیا و آخرت زیانکار می شود . ۵- مسخره کردن و استهزاء اینجاست که اگر انسان به باطن اعمال خود متوجه شود بسیاری از گناهان را ترک می کند و از کارهای زشت ناپسند دست بر میدارد , چرا که عالم ظاهری دارد و باطنی و به برگ کاغذی می ماند که دارای دو صفحه و دو رو است کسی که به یک طرف آن نگاه می کند پشت صفحه را نمی بیند ولی ندیدن آن طرف کاغذ مستلزم این نیست که پشت برگ چیزی وجود نداشته باشد و چنانکه خداوند متعال می فرماید : « بگو عمل کنید که خداوند و فرستاده او و مومنان اعمال شما را می بینند و بزودی به سوی کسی باز می گردید که پنهان و آشکار را می داند و شما را آنچه عمل می کردید خبر می دهد . » « توبه / ۱۰۵» محب : در توضیح عامل مسخره کردن باید بگویم که در بیشتر مواقع به این نتیجه رسیده ام که کسی که غیبت انسانی را پیش من می کند غیبت من را نیز پیش دیگری کرده و من را به باد مسخره و استهزا می گیرد که شعر زیر را به یادم می آورد : هر که عیب دگران پیش تو آورد و شمرد بی گمان عیب تو نزد دگران خواهد برد پس سعی کنید در مقابل غیبت کنندگان عکس العمل نشان دهید و نگذارید از هیچ بنده و انسانی نزد شما غیبت کنند . در پایان با توجه به زندگی خودم امیدوارم خداوند گناهانم را ببخشد و اگر از عمد و یا سهو مرتکب چنین گناهی شده ام به درگاهش توبه می کنم و از او می خواهم توان و جرأتم دهد تا غیبت نکنم و به غیبت کسی گوش ندهم . روحتان سبز و همیشه بهار باشد تا بعد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 13:57 توسط محب |
|
|
از آنجا که بدگمانی حس اعتماد عمومی را از بین می برد و دلها را مکدر می کند ، دین مبین اسلام ربای خنثی کردن آن پادزهری به نام اصل صحت مقرر کرده است . یعنی اعمال مومنان را حمل بر صحت کرده و تا می تواند کار آنان را به خوبی توجیه و تجلیل کند مگر آنکه تمام راه ها برای توجیه بسته باشد . حضرت علی (ع) می فرماید : « مال برادرت را بر بهترین وجه حمل کن مگر آنکه حجت و دلیلی برای تو پیدا شود که راه توجیه را بر تو ببندد و هرگز نسبت به سخنی که از برادر مسلمانت صادر شده است بدگمان مباش در صورتی که می توانی توجیه خوبی برای آن بیابی. » بدگمانی علاوه بر اینکه خود انسان را آلوده می کند جامعه را نیز به فساد و تباهی می کشاند زیرا شخص بدگمان سوء ظن خود را به افراد دیگر نیز منتقل می کند و به تدریج چیزی را که اساس و پایه ای جز شایعه یا برداشت نادرست نداشته است به صورت امری قطعی و مسلم در میان مردم منتشر می سازد و هنگامی که از او سوال می کنند چرا و به چه دلیل درباره برادر مسلمانت سوء ظن پیدا کردی و ابروی او را ریختی و شخصیتش را لکه دار نمودی و او را از هستی ساقط کردی , می گوید از فلانی شنیده ام و هنگامی که از دومی سوال می شود او هم می گوید از فلان شخص شنیده ام و .... و پس از بررسی و تحقیق متوجه می شود که بدگمانی او هیچ اساس و پایه ای نداشته است . محب : پس همچنانکه خصلت بدگمانی بسیار زشت و ناپسند است در مقابل خوش گمانی از صفات نیک و اخلاقی است و با توجه به آیه ۲۸۴سوره بقره که می فرماید : « للله ما فی السماوات و ما فی الارض و ان تبدوا ما فی انفسکم او تخفوه یحاسبکم به الله فیغفر لمن یشآء و یعذب من یشاء و الله علی کل شی قدیر » « آنچه در آسمانها و زمین است همه ملک خداست و اگر آنچه ( از اغراض خیر و شر ) در دل دارید آشکار یا مخفی کنید همه را خدا در محاسبه شما خواهد آورد و آنگاه هر که را خواهد بخشد و هر که را خواهد عذاب کند و خداوند بر هر چیز تواناست » نیت انسانها مورد محاسبه قرار می گیرد پس چه خوب هست که نسبت به یکدیگر به حسن ظن رفتار کنیم نه سوء ظن . |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 15:5 توسط محب |
|
|
اول اینکه گاهی سوء ظن به صورت غیر ارادی و زودگذر به سراغ انسان می آید این سوء ظن گناه ندارد چون عمدی نبوده اما اگر سوء ظن عمدی یعنی با اختیار باشد گناه محسوب می شود . برای درک مطلب مثلا اگر کسی بی اختیار نگاهش به نامحرم بیفتد گناهکار نیست اما اگر به این نگاه ادامه دهد گناهکار است زیرا ادامه نگاه در اختیارش بوده است . از این رو امام صادق (ع) می فرمایند : « نگاه اول به سود تو است و نگاه دوم به زیان تو است نه به سود تو و در نگاه سوم هلاک تو است . » دوم این که ترتیب اثر دادن به سوء ظن به دو گونه است : 1- ترتیب اثر قلبی مرحوم شهید ثانی در این باره می فرماید : همانگونه که بدگویی پشت سر انسان مومن حرام است و کسی حق ندارد در غیاب دیگری بدگویی کند و بدیهای او را برای دیگران بازگو نماید ، سوء ظن به آن نیز جایز نیست . { آنگاه می فرماید :} مقصود از سوء ظن عقد قلب است ، به این معنی که انسان آنچه که در ذهنش وترد شده است را بپذیرد و به آن معتقد باشد و گناه وی را قطعی بداند با اینکه در واقع برای او ثابت نشده است و تنها به صرف سوء ظن او را محکوم کند و آبروی او را در میان مردم ببرد . این سوئ ظن گناه دارد و حرام است اما خاطره ها و افکار زودگذر را خداوند می بخشد . سپس می فرماید : « .... و به این جهت است که در شرع مقدس اسلام آمده است اگر از دهان کسی بوی شراب به مشام انسان برسد حق ندارد بگوید شراب خورده است و نمی تواند حد شرابخواری بر او جاری کند . چه بسا احتمال می رود شراب را مزمزه کرده و نخورده باشد ، یا کس دیگری به زور در دهانش ریخته باشد و این بعید به نظر نمی رسد . به هر حال ، این فکر مجوزی برای سوء ظن نسبت به برادر مسلمان نمی شود و انسان نمی تواند به این گونه گمانها ترتیب اثر بدهد . » 2- ترتیب اثر عملی عبارتست از اینکه انسان گمان خود را به عنوان یک واقعیت مسلم تلقی کرده و آثار واقع را بر آن بار کند . مثلا ظن خود را به صورت یک خبر قطعی بازگو نمیاد و دیگران را صرف گمان ، متهم و محکوم سازد . بدیهی است نتیجه این گونه برخورد جز تهمت و غیبت و هتک آبرو و تضییع حقوق افراد جامعه چیزی دیگری نمی تواند باشد . رسول خدا فرمودند : « خداوند خون و مال و آبروی مسلمان را محترم شمرده و سوء ظن به مسلمانان را تحریم فرموده است . » نوشته محب : « حالا کلاه خودتون رو قاضی کنین ببین خدا وکیلی با این اوصاف چقدر نسبت به برادر یا خواهر دینی خودتون سوء ظن داشتید ؟!!!!!! من یکی که از خدا خجالت کشیدم امیدوارم دیگه سوء ظن بیخود به هیچ مسلمانی نداشته باشم . » |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 19:37 توسط محب |
|
|
سوء ظن و تجسس از قرآن مجید استفاده می شود که یکی از مهمترین عوامل این گناه ، سوء ظن و تجسس در احوال اسرار مردم است . کسی که با سوء ظن با دیگران برخورد می کند و همواره در خصوصیات و اسرار مردم به جستجو می پردازد قهرا به بیماری غیبت دچار می شود. تجسس یعنی چه ؟ ابن اثیر می نویسد : تجسس ، جستجو کردن از چیزهای پنهانی است و بیشتر در کشف نهانیهای بشر استعمال می شود و جاسوس به کسی گفته می شود که بدیهای پنهان مردم را پی گیری می کند . مرحوم شهید ثانی می فرماید : تجسس کردن از حال درونی افراد از ثمرات سوء ظن است ، برای اینکه قلب انسان با بدبین شدن تنها قانع وی در ادامه می گوید : تجسس این است که بندگان خدا را از زیر پرده ستاریت ( همانطور که می دانید خداوند ستار العیوب یعنی پوشاننده بدیها است . ) پروردگار رها نکنی و پرده از روی کار َآنان برداری و آنچه را که خداوند پوشیده داشته است آشکار کنی ، که این کار وسیله کسب اطلاع از امور مخفی آنها و پرده برداشتن از روی اسرارشان نکته : نکته ای که ذکر آن مفید به نظر می رسد این است که تجسس و تحسس هر دو به معنای جستجو کردن است با این تفاوت که معمولا تجسس به امور شر گفته می شود ولی تحسس در امور خیر به کار برده می شود . قرآن مجید از قول حضرت یعقوب نقل می کند که به فرزندانش گفت : « یا بنی اذهبوا فتحسسوا من یوسف و اخیه ... » « ای فرزندان من ! بروید و از یوسف و برادرش جستجو کنید » « یوسف / ۸۷» خداوند متعال می فرماید : « ای کسانی که ایمان آورده اید ! از بسیاری از گمانها بپرهیزید چرا که بعضی از گمانها پناه است و هرگز ( در کار دیگران ) تجسس نکنید ... » « حجرات / ۱۲ » |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 16:52 توسط محب |
|
|
رد غیبت و دفاع از برادر دینی در مساله غیبت چهار تکلیف وجود دارد : 1- حرمت غیبت 2- حرمت گوش کردن به آن 3-نهی از منکر 4- دفاع از حیثیت برادر مومن و حفظ آبروی او آثار مثبت رد غیبت نصرت دنیا و آخرت : پیامبر اکرم (ص) فرمودند : « کسی که نزد او از برادر دینی اش غیبت شود و در صورت امکان به یاری او برخیزد خدای تعالی در دنیا و آخرت او را یاری خواهد کرد . » دفع بلایا : پیامبر اکرم (ص) فرمودند : « کسی که در مجلسی غیبت برادر دینی خود را بشنود و در مقام رد آن برآید و از او دفاع کند خداوند هزار نوع از شرور دنیا و آخرت را از او دور خواهد ساخت . » رفتن به بهشت : پیامبر اکرم (ص) فرمودند : « کسی که از آبروی برادر مسلمان خود دفاع کند بهشت بر او واجب می شود . » آثار منفی رد نکردن غیبت خواری دنبا و آخرت : پیامبر اکرم (ص) فرمودند : « کسی که در حضور او از برادر دینی اش غیبت می شود و او می تواند دفاع کند ولی یاری اش نکند خداوند او را در دنیا و آخرت به حال خود وا می گذارد { او را خوار می کند } » |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 11:55 توسط محب |
|
|
قرآن کریم مسئولیت انسان را در محدوده زمان و سخن مصور نمی کند . بلکه چشم و گوش و قلب و دل را نیز در مسئولیت های انسان شریک می داند . چنانکه می فرماید : « از آن چه که نمی دانی پیروی نکن چرا که گوش و چشم و دلها همه مسئولند . »« اسراء/۳۶» در حدیثی آمده است : .... کسی خدمت { امام صادق (ع) } رسید و عرض کرد : همسایگان من کنیزکانی دارند که می خوانند و می نوازند گاهی که برای قضای حاجت بیرون می روم به خاطر اینکه نغمه ها و آواز آنها را بشنوم نشستن خود را طول می دهم . حضرت فرمودند : این کا را مکن . آن مرد عرض کرد : به خدا سوگند به خاطر اینکه نغمه های آنها را بشنوم نمی روم بلکه گاهی که آنجا میروم و صدای آنها به گوشم می رسد قدری بیشتر می نشینم . امام صادق فرمود : مگر نشنیده ای که قرآن می فرماید : « گوش و چشم و دلها همه مسئولند » ؟ گفت به خدا سوگند گویا هرگز این آیه را از هیچ کس نشنیده بودم و اکنون این کار را ترک می کنم و از خداوند عفو و مغفرت می خواهم . امام صادق به او فرمود : برخیز غسل (توبه ) کن و تا میتوانی نماز بخوان ، چون به کار بسیار بدی عادت کرده بودی که اگر در آن حال می مردی در بدترین حالت از دنیا می رفتی و مسئولیت بزرگی میداشتی اینک به درگاه خدا توبه کن و از او بخواه تا توبه ات را از کارهای زشتی که مرتکب شده ای بپذیرد . گوش حقی بر انسان دارد . امام سجاد فرمودند : « اما حق گوش آن است که آن را مجرا و کانال ارتباط قلبت با خارج قرار ندهی جز در مورد انتقال سخنان کریمانه و حکیمانه ای که در دلت اندیشه و ایده خوبی پدید آورده و یا خلق کریمی نصیب تو کند زیرا گوش دری است به شوی دل که انواع اقسام معنی خوب یا بد را به آن می رساند . و نیرویی نیست جز با استعانت به نیروی لایزال الهی .» |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 12:7 توسط محب |
|
|
انواع غیبت برخی تصور می کنند غیبت منحصر به زبان است حال آنکه از هر راهی که انسان نقص و عیب دیگری را بفهماند مانند گفتن ، نوشتن ، اشاره ، کنایه ، رمز ، تقلید در راه رفتن و ... تمام اینها غیبت و حرام است ، همان گونه که در روایات به این مطلب تصریح شده است . عایشه می گوید : زنی نزد ما آمد و هنگامی که بیرون رفت با دست خود اشاره کردم که این زن کوتاه قد است . پیامبر اکرم (ص) فرمود غیبت او کردی . به هر حال ، اگر کسی نام شخص معینی را ببرد یا به گونه ای سخن بگوید که شنوندگان از روی شواهد بفهمند که منظور گوینده کیست ، این نیز غیبت است . پس اگر کسی بخواهد در این گونه موارد گرفتار غیبت نشود باید شیوه رسول گرامی اسلام را در پیش گیرد که وقتی خلافی را می دید ، مردم را نصیحت می کرد و با عنوان کلی و به صورت جمع بدون آنکه اشاره به فرد معینی کند می فرمود : « چه شده است که گروهی چنین کارهایی انجام می دهند » عایشه می گوید : روش رسول گرامی اسلام این بود که وقتی به آن حضرت خبر می رسید که فلان شخص سخن ناروایی می گوید ، برای اینکه به او لطمه نزند نام او را نمی برد بلکه می فرمود : « چرا کسانی چنین سخن می گویند ؟! » حرمت شنیدن غیبت همان طور که غیبت کردن حرام است گوش فرا دادن به غیبت نیز گناه و حرام است و در این مساله هیچ گونه اختلافی در میان فقها و علمای اخلاق نیست . مرحوم صاحب جواهر و شیخ انصاری و حضرت امام خمینی فرموده اند : گوش فرا دادن به غیبت حرام است و در حرمت آن هیچ گونه اختلافی نیست . روایاتی در حرمت شنیدن غیبت پیامبر اعظم (ع) فرمودند : « شنونده غیبت یکی از دو غیبت کننده است ». ( یعنی شنونده غیبت مانند غیبت کننده است ) امام صادق (ع) نیز فرمودند : « غیبت کردن مسلمان به منزله کفر و شنیدن آن و راضی بودن به غیبت به منزله شرک است . » |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 17:10 توسط محب |
|
|
غیبت کننده از بهشت محروم است پیامبر اکرم (ص) فرمودند : « بهشت بر سه کس حرام است .: سخن چین ، کسی که غیبت می کند و کسی که دائم الخمر است . » تذکر : غیبت کننده در صورتی که توبه کند و توبه اش پذیرفته شود باز هم آخرین کسی است که وارد بهشت خواهد شد . خداوند به موسی بن عمران وحی فرستاد که غیبت کننده اگر توبه کند آخرین کسی است که داخل بهشت می شود ، و اگر تو به نکند نخستین فردی است که داخل آتش می شود غیبت کننده مومن نیست رسول خدا (ص) می فرمایند : « ای گروهی که تنها با زبان ایمان آورده اید ولی قلبتان ایمان نیاورده است ! غیبت مسلمانان نکنید و در عیوب پنهانی شان به جستجو نپردازید ، زیرا کسی که در امور پنهانی برادر دینی خود جستجو کند خداوند اسرار او را فاش می سازد و او را میان خانه اش رسوا می کند » |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 16:34 توسط محب |
|
|
غیبت کننده از ولایت خدا بیرون است . امام صادق می فرمایند : « هر کس به منظور عیب جویی و ریختن آبروی مومنی سخنی علیه او بگوید تا او را از چشم مردم بیاندازد خداوند چنین کسی را از ولایت خودش بیرون می کند و به سوی ولایت شیطان می فرستد و شیطان او را نمی پذیرد . » غیبت دین انسان را از بین می برد . پیامبر اکرم (ص) فرمودند : « تاثیر غیبت در دین مسلمان از خوره در جسم او سریع تر است » و نیز فرمودند : « همانگونه که شبان (چوپان) برگ درختان را می ریزد غیبت و سخن چینی نیز از ایمان انسان را بی شاخ و برگ می کند . » کیفر غیبت از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که فرمودند : « در شب معراج بر قومی گذشتم که صورتهای خود را با غیبت و کاهش ارزش عبادات پیامبر اکرم فرمودند : « نشستن در مسجد و انتظار کشیدن برای رسیدن وقت نماز عبادت است تا زمانی که حدثی از انسان سر نزند . سوال شد : حدث چیست ؟ فرمودند غیبت » غیبت مانع قبولی اعمال رسول خدا (ص) در ضمن حدیثی فرمودند : « مامورانی که مراقب اعمال انسان هستند عمل بنده ای را که مانند شعاع خورشید می درخشد و به آسمان می برند ولی فرشته ای که باید اعمال را قبول کند و بالا ببرد می گوید : .... این عمل را به صورت صاحبش بزنید زیرا من از طرف پروردگارم ماموریت یافته ام که نگذارم عمل نیک غیبت کنندگان از من بگذرد و به سوی پروردگارم برود . » نوشته محب : « در پاسخ به سوال دوستی که نوشته بودند ورع یعنی چه ؟باید بگویم با توجه به لغت معنی یعنی دوری از گناه ، پارسایی و پرهیزگاری .» |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 19:37 توسط محب |
|
|
در روایات اسلامی نیز به طور جدی از غیبت کردن نهی شده و آثار سوئی برای آن بیان گردیده است . آیا هیچ توجه کرده اید که بسیاری از ما در زندگی نماز خوانده روضه میگیریم اعمال قبیحه از جمله زنا ، ربا ، خوردن شراب را انجام نمی دهیم اما غیبت می کنیم ؟ حتی سر همان جانماز ؟ هتک آبروی مسلمان بدتر از رباخواری است . پیامبر اکرم فرمودند : « درهمی که انسان از ربا به دست آورد گناهش نزد خدا از سی و شش زنا بزرگتر است و بالاترین ربا معامله کردن با آبروی مسلمان است .» غیبت از زنا بدتر است . جابربن عبدا... و ابی سعید خدری از پیامبر نقل می کنند : « از غیبت بپرهیزید که غیبت از زنا بدتر است ، زیرا زناکار ممکن است توبه کند و خدا توبه او را نپذیرد اما غیبت کننده مورد عفو قرار نخواهد گرت مگر اینکه طرف از او راضی شود » غیبت به منزله خوردن گوشت مرده است. پیامبر اکرم : « دشنام دادن به مومن گناه و جنگیدن با او کفر و خوردن گوشت او {به وسیله غیبت} معصیت است ، و احترام مال مومن مانند احترام خون اوست . » از بین رفتن اعمال نیک امام صادق فرمود : « غیبت کردن برای هر مسلمانی حرام است و همانگونه که آتش هیزم را می خورد ، غیبت نیز کارهای نیک انسان را می خورد و از بین می برد . » گاهی نیز انسان به خاطر ارتکاب غیبت تمام کارهای نیکی را که انجام داده است از بین می برد و ثواب اعمالش در نامه کسی که غیبت او را کرده است نوشته می شود ، که در این مورد توجه شما را به یک حدیث جلب می کنم . پیامبر اعظم فرمودند : « در روز قیامت یکی از شما را در صحرای محشر برای رسیدگی به اعمالش حاضر می کنند و نامه عملش را به دستش می دهند و هنگامی که به آن نگاه می کند از کارهای نیکی که انجام داده است چیزی در آن نمی بیند . عرض می کند : پروردگارا ! این نامه عمل من نیست زیرا از اطاعت و عباداتی که در دنیا انجام داده ام چیزی در آن نمی بینم . به او گفته می شود : پروردگار تو خطا و نسیان نمی کند و این نامه عمل از آن تو است اما به خاطر اینکه غیبت کردی کارهای نیک تو در نامه عمل کسی نوشته شده است که از او بدگویی کردی . سپس شخص دیگری را برای حساب می آورند و نامه عملش را به او می دهند به نامه نگاه می کند ولی بر خلاف انتظارش طاعات و عبادات زیادی را در آن می بیند و از روی تعجب عرض می کند : خدایا ! این نامه عمل من نیست ، من در دنیا کارهای نیکی که در اینجا نوشته شده است انجام نداده ام . به او گفته می شود : چون فلان شخصی از تو بدگویی کرده کارهای نیک او را در نامه عمل تو نوشته شده است . » |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 19:50 توسط محب |
|
|
نوشته محب : « با سلام از اینکه چند روزی نتونستم مطالب خود را بروز کنم شرمنده شما هستم اما کار و گرفتاری انسان را از بعضی مسائل باز می دارد در ضمن تولد مولود کعبه عشق دینم علی بن ابیطالب را به همه شما و تمام پدران مخصوصا پدر خودم تبریک می گویم و از خداوند مسئلت دارم تا مرا قدر دان زحمات و تلاشهای پدرم و مولایم علی بن ابیطالب قرار دهد » غیبت یکی از آفات زیانبار زبان که از گناهان بزرگ به شمار می رود غیبت است. غیبت به کسر غین بر وزن زینت یعنی پشت سر دیگران بدگویی کردن و سخن ناخوشایند گفتن غیبت از نظر قرآن : شکی نسیت که غیبت از گناهان کبیره است و کسی که مرتکب کبیره می شود مستحق دوزخ است . قرآن کریم در چند مورد شدیدا از غیبت نکوهش نموده و از آن نهی کرده است . از جمله در سوره همزه که می فرماید : « وای بر عیب جویان هرزه گوی »«همزه / ۱ » و یا اینکه در سوره حجرات می فرماید : « ... هیچ یک از شما از دیگری غیبت نکند . آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت مردار برادر خود را بخورد ؟ {به یقین } همه شما از این کار کراهت دارید .... » « حجرات / ۱۲» از این دو آیه استفاده می شود که در غیبت انگیزه عیب جویی شرط است زیرا در آیه اول از غیبت به عنوان عیب جویی و هرزه گویی مذمت شده و در آیه دوم غیبت را با خوردن گوشت مردار برادر دینی همانند نموده و این همانند سازی به خاطر آن است که غیبت ترور شخصیت دیگران است . گویی غیبت کننده به وسیله غیبت شخصیت آنها را له کرده و از صحنه بیرونشان می کند . نکته دیگری که در کتاب نقطه های آغاز در اخلاق عملی / ص ۱۴۲آمده این است که از «بعضکم بعضا »و «لحم اخیه» می فهمیم که غیبت مخصوص مومنان است و در مورد انسان های دیگر موردی ندارد. ولی به نظر شخصی بنده چون آبروی هر کس همچون مال و حقوق دیگر او در شمار حق الناس آورده می شود از عدالت خداوند متعال بدور می دانم که غیبت را مخصوص مومنان قرار داده و شامل دیگر بندگان نکند . باز هم برای این که شک و شبحه ای نماند باید از چند نفر دیگر بپرسم و نظر اساتید فن تفسیر را جویا شوم . نکته دیگر اینکه غیبت در صورتی اتفاق می افتد که غیبت شونده در محل حضور نداشته باشد و به اصطلاح غایب باشد. و دیگر اینکه همانطور که مرده زنده نمی شود آبروی از دست رفته نیز قابل برگشت نیست . |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 16:30 توسط محب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ سعی در تغییر افکار و رفتار خوانندگان و نویسنده و یادآوری ارزشهای والای انسانی و اسلامی دارد.
پس اگر به این گونه مطالب علاقه داشتید می توانید با عضویت در وبلاگ با هر به روزرسانی از مطالب جدید آن بهره مند شوید. |
| آرشیو موضوعی |
|
اخلاق نکته هایی از قرآن غیبت شخصی صبر عیب زدایی و عیب جویی رفتار دروغ فهرست مطالب سخن چینی استهزا، |
|
RSS
|